{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودند پی مجروح های دیشب. حالا برگشته بودند، دست خالی

رفته بودند پی مجروح های دیشب. حالا برگشته بودند، دست خالی. گریه می کردند.
- پس چرا دست خالی؟
می گفتند که همه شهید شده بودند. حتی آن هایی که فقط یک ترکش کوچک خورده بودند. هرکی نتوانسته بود دیشب خودش را بکشد عقب شهید شده بود.
- تیرخلاص زده بودند به شون؟
- نه، ازتشنگی.
+دل من بی لیاقتم از این مُهر ها میخواد...میشه خدا...
دیدگاه ها (۲)

نمی دانمدلتنگی ام برای چیستو دست هایم چشم انتظار کیستدر من، ...

به نفس نفس افتاده‌ایم بس که دویدیم، آنقدر تند که ندیدیم تابل...

خانه ما بدون دیوار است.. میتوانی بیایی.. گاهی سر بزن، نمیخوا...

دختر است دیگر ....بابایش که نباشد ، زمین میخورد...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره های خونی 。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾...

یه جورایی رفتار هایی که با این عزیزان کردن تداعی کننده کربلا...

⭕️ لطفا مزاحم نظامی ها نشوید!🔻 آقایان دیپلمات!حدود ۲ ماه اخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط