{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوش ســاقی داد از مـی آخــرین پیمـانه اش

دوش ســاقی داد از مـی آخــرین پیمـانه اش

مدّعی هم طعنه می زد ترک کن کاشانه اش

سال ها از می جـدا بودم نبودم مست عشق

شــوق مـی خــوردن مــرا آورد در میخانه اش

خــانه ای زیبــا نشــانم داد تــا داخــل شــوم

چــون نهــادم پــا شـدم مفتون صاحبخانه اش

سفــره ای بـگشــود جــایم داد بــر بــالای آن

میـــزبانم بــود ســی روزی خــدا در خانه اش

با خــودم گفتــم مگر خاموش گردد شعله اش

شمع شب هایی که بودم تا سحر پروانه اش ؟
دیدگاه ها (۳)

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

شبی آزرده از خانهنهادم پا به میخانهپریشان حالو دیوانهسپردم د...

شبی آزرده از خانهنهادم پا به میخانهپریشان حالو دیوانهسپردم د...

شبی آزرده از خانهنهادم پا به میخانهپریشان حالو دیوانهسپردم د...

شبی آزرده از خانه نهادم پا به میخانه...پریشان حال و دیوانه س...

شبی آزرده از خانه نهادم پا به میخانه...پریشان حال و دیوانه س...

"شبی آزرده ازخانه،،، "نهادم پابه میخانه،،، "پریشان...

"شبی آزرده ازخانه،،، "نهادم پابه میخانه،،، "پریشان...

"شبی آزرده ازخانه،،، "نهادم پابه میخانه،،، "پریشان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط