{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعری بارانیم در شوق دیدار رخت

شاعری بارانیم در شوق دیدار رخت
عصر را باخاطرات‌عشق‌توسر می‌کنم

جمعه‌ها با پیچک گل‌ها میان باغچه
پیچش‌ موهای زیبای تو از بر می‌کنم

آسمان چشمت ار بازی کند باقلب من
درکویرخشک‌هم‌باشم‌ تنت تر می‌کنم

در کنار پنجره این روز ‌های سرد را
درغم‌هجرتومن ازپیش‌سردتر می‌کنم

تابدانی‌‌دل‌برای‌من‌همین‌اشعار نیست
باز لب‌های تو را بابوسه‌ام تر می‌کنم
دیدگاه ها (۱)

صبوری کن ، تنم لبریز عشق استدلم تمثل آتش ، مشق عشق استشهادت ...

بی‌وفابودی‌، رفتی‌این‌چه‌عاشق کردن استاشک‌رادیدی‌ورفتی‌این‌چ...

زندگی ‌رفت و خزان شد ولی ‌یارم نرسیدچه بگویم که چه شد عشق به...

شاعری بارانیم در شوق دیدار رختعصر را باخاطرات‌عشق‌توسر می‌...

می‌تونم تو لحظه‌های بی‌کسیت، واسه تو مرحم  تنهایی باشممی‌تون...

تو نیستی و نمی دانی که نگاهت نبض تمام شعر های من ...

استوری عاشقانه طاقت

...امشب از شور تو در عشق فدا خواهم شددر سکوت از تب این هجر ف...

می‌روم تا درو کنم خود را از زنانی که خیسِ پاییزنداز زنانی که...

می روم تا درو کنم خود رااز زنانی که خیس پاییزنداز زنانی که و...

اسماعیل سرباز بروجردی، (وفات 1289 ق)، ادیب و شاعر، متخلص به...

چرا مردت نباشم...وقتی رنگ دلتنگی ات را کمرنگ میکنم!وقتی جلوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط