{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" عشق دو طرفه۸🖤"

" عشق دو طرفه۸🖤"

جولی :آره بعدا در موردش حرف میزنیم.
نشستیم شام خوردیم و ...و کمی پا تلوزیون بودیم سوفیا داشت فیلم می دید که یهو صدای در اومد ....
جولی:من میرم در باز کنم تو بشین پفیلا تا بخور ...
سوفیا :اوک
رفتم درا باز کنم که تا در را باز کردم شخصی نبود جز....
کوکی !....
کوک:عه...سلام ... برای من کمی سوپ آوردن گفتم من که حالم خوبه بدمش به شما...🙂
جولی:آ ...آ...ممنون
سوفیا :جولی کیه ؟
جولی :کوک ...!
سوفیا :چرت نگو گفتم کیه 😒؟
جولی :خودت بیا ببین
پشماش ریخت 😂
و باز هم سوفیا ی عاشق ما لکنت زبون گرفت و حالش بدشد و غش کرد....
جولی:سوفیا ...سوفی .....حالت خوبه
چقدر سنگینی ...!
کوک :بزارین من کمکتون کنم میبرمش رو تخت!
جولی :عا .... ممنون
گذاشتش رو تخت که سوفیا یهو پیرهن کوکی را گرفت و .....💋این اتفاق افتاد...
بله بوس ...🤥😐
من اومدم آب بیارم ماتم برد اون وسط خشکم زد ....
یعنی چی ...
سوفیا به خودش اومد و هلش داد عقب کوکی را ....
کوکی افتاد رو زمین رفتم بلندش کردم و ازش عذر خواهی کردم .....
کوک :چیزی نیست ...ببخشید انگار حالشون واقعا بده ..! نیازی هست ببریمش دکتر ؟
جولی :ن بابا الان شما را دید شوکه شد
بازم ببخشید ......
دیدگاه ها (۲)

"عشق دوطرفه ۹🖤"صبح شد ...بلند شدم و میز صبحانه را آماده کردم...

۱"عشق دو طرفه ۱۰🖤"سوفیا :به چه جراتی رفتی سمت کوک جولی:به خد...

"عشق دو طرفه ۷🖤"اومدم پایین گوشیم بردارم...همه چی دور سرم می...

"عشق دو طرفه ۶🖤"اصلا برگای منو و سوفیا ریخت 🥵کسی که اصلا ن م...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

love in the dark②⑥بعد از چند دقیقه رفتم اتاق خودم قلبم داشت...

پارت ۲۴ ویو ا / ت با حس درد زیر شکمم چشمام رو باز کردم و نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط