{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#فیک

#فیک
|کلبه عاشقی|

شام خوردیم و آماده شدیم برای خوابیدن
تهیونگ:بیا بغلم چاگیا
ا/ت:انقد زود؟!
تهیونگ:ا/ت ما چندبار بخاطر کنسرت ها کنار هم خوابیدیم حالا که دوست دخترمی نمیای پیشم واقعا که(پوکر)
ا/ت:باشه عزیزم اومدم
فرداش رفتیم کمپانی و پسرا و با کلی بدبختی آشتی دادم
°دعوا سر این بود که ا/ت عضو هشتمه و اگه تهیونگ بهش اعتراف کنه میترسیدن از گروه بره و تهیونگ هم خیلی ناراحت بشه°
جونگکوک:هی جیمین شی میبینی این کوچولو(منظورش ا/ت)رل داره ولی ما هنوز سینگلیم
جیهوپ: جونگکوکی همه سینگلیم جز تهیونگ و ا/ت
جیمین:العان از حسودی مخش کار نمیکنی
همه می‌خندن
جونگکوک:بخندیدن من می‌دونم و شما مخصوصا تو ا/ت شی بزار تمرینای سختی بهت میدم که اشکت در بیاد
تهیونگ:هوی ا/ت اذیت کنی من می‌دونم و تووو
شوگا:ایششش بزار دوروز بگذره بعد چندش بازی هاتون و شروع کنین
همه می‌خندن و با شادی میگذرونن روزشونو


امیدوارم دوسش داشته باشید پارت آخر بود 💜


#بی_تی_اس #بنگتن #آرمی #فیک #سناریو
دیدگاه ها (۲)

#سناریودرخواستی |وقتی مستی و یه پسر غریبه میبوستت|نامجون:مفص...

#سناریودرخواستی |وقتی برای مهمونی لباس باز پوشیدی و غیرتی می...

#فیک |کلبه عاشقی|شیشه رفت تو دستم و عمیق بریده شدتهیونگ:ا/تت...

#فیک |کلبه عاشقی|دیدم تهیونگ بی حاله و خونه پر شده از شیشه ه...

سناریو:وقتی ا/ت تو ماشین میگه دیگه نمیتونم تحمل کنم(دستشویی ...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣𝟤 فلش بک صبح : لونا : ا/ت؟ ا/ت؟ پاش...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟦 یه بنده خدایی این پارت رو گزارش کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط