{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر دوستت دارم های دروغ شنیده‌ایم که دیگر باورمان نمیشو

آنقدر دوستت دارم های دروغ شنیده‌ایم که دیگر باورمان نمیشود کسی بخواهد واقعی دوستمان داشته باشد!
اینقدر رفتن های بیخبر دیده ایم ،
دلسرد شدن
نادیده گرفتن
بیرحمی و له کردن
که باورمان تیره و تار شده؛ کسی هم بخواهد باورمان را جلا بدهد پس میزنیم و میرویم او میماند و عشقِ نافرجام و فکر کردن به آدمِ بدِ قصه...
و ما میمانیم و خیالِ اینکه دوستمان نداشت
و دروغ های زیبایی که گفته...!
غافل از اینکه شاید میانِ این همه رفتن یکی ماندن را بلد باشد...
حس هایمان اینقدر تو زرد از آب در آمده ست؛
که اگر بگوییم کسی عاشق شده خنده سر میدهند ؛
که دوره ی این حرف ها گذشته است!
دیگر لیلی و مجنونی در کار نیست؛ جایشان را به عشق های ساعتی داده اند
این روزها واژه های سه حرفی جایشان عوض شده
و ه.و.س را ع.ش.ق ترجمه میکنند
حق بدهید!
دل گیر نشوید
از خنده به عاشقانه هایتان
از باور نکردنتان
و از رفتنِ مان
وقتی این روزها معنی واژه ها عوض شده است...!
دیدگاه ها (۱۵)

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۷

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۸ویو راوی نورا ک...

*سرنوشت*بعد از اینکه رایا و شوگا خرید هارو کردن و رفتن سمن خ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۰" در آغوش رویای آبی ات "...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

پروانه جان

سناریو:زخم التیامی/پارت ۳(موقعیت:۹۰۰متر تا ua) (زمان:۵:۴۷)**...

part52. . + خب میلک شیک ها برا شما اینام برا مابوم بعد برداش...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط