آواز مرگ

Part 6
*فردا*
( از زبون نویسنده)
فردا کوروی زنگ زد و یک هفته مرخصی گرفت و خوابید تا حدودا ساعت های ۵عصر
اشیدو که نگرانش بود رفت و اروم در اتاقش رو زد
اشیدو:کوروی چان؟
کوروی با تن صدای بلند:اشیدو خوابم میاددد
اشیدو ریز خنده ای کرد و دوباره در زد
کوروی:چیهههه
اشیدو:تا یساعت دیگه حاظر باش قراره بریم بیرونا
کوروی مثل جن زده ها از حا پرید و چشم بلندی گفت
نشست جلوی آینه و یکم به خودش رسید و موهاشو مدل شلخته همیشگیش زد که رنگ اقیانوسی بین موهاش خودنمایی کنه
شلوار سوپربگ ذغالی ای پوشید با یه بادی مشکی استین دار و یه ژاکت بیسبالی قرمز و مشکی
گوشیش و سیگارش و چاقوشو گذاشت تو جیبش و کارت عابر بانکشم برداشت
کوروی:من امادم
رفت بیرون دید شیگاراکی و توگا و دابی نشستن
دید فقط خودشو توگا استایل راحت زدن بقیه دخترا خیلی دخترونه پوشیدن بجز اشیدو و جیرو و تسویو( تقریبا همه😂👌) پسرا ام استایل خوبی زده بودن لبخندی زد
همه حاظر بودن و طرف شهربازی شروع به راه افتادن کردن که کوروی نخی از سیگارش دراورد و باکوگو رو صدا زد
کسی توجهی نکرد بجز
باکوگو اومد کنارش
باکوگو:چی میگی نفله؟
کوروی:توکه بدرد نخوری یه جرقه بزن کوست بدردم بخوره
باکوگو عصبی شد و کمک کرد تا کوروی سیگارشو روشن کنه
نیشگونی از کوروی گرفت و رفت پیش بچه ها
کوروی ام خندید و کنار میدوریا راه میرفت
باهم گرم صحبت راجب مراسم بودن که قرار بود همه بچه ها باشن
دابی صداش زد
کوروی انگار لرزه تو تنش افتاد
اهمیت نداد و دابی ام دیگه صداش نزد
رسیدن شهربازی بعد یک ربع و....
┅┅┅┅┅┅┅༻❁༺┅┅┅┅┅┅┅
امیدوارم خوشتون بیادددد
امشب زیاد پارت میدم درخاستیاتونو بگید زیر پست دوباره من همرو بنویسم که بزارم امشب
امیدوارم ازم خووووب حمایت کنید عشقای من
بوس فعلا
#انیمه#مای_هیرو_اکادمی#کوروی#اسمات#سناریو#وانشات#رمان#ویسگون#بتمن#توگا
دیدگاه ها (۷)

آواز مرگ

🐍ری اکشنشون اگه بخاین خودکشی کنید🐍انیمه:شیطان کش ...

آواز مرگ

آواز مرگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط