آواز مرگ

Part 7
بعد یک ربع به شهربازی رسیدن و بچه ها همه باهم هماهنگ کردن که چیا سوار بشن و سرگرم سواری بودن بجز کوروی و دابی و نیویورک
تسویو چون از ارتفاع و چیزای هیجانی میترسید خوراکی خریده بود و میخورد کوروی ام واسه اینکه ضدحال نزنه رفت پشت یه دکه نشست سیگار کشید
دابی کم کم دید کوروی غیبش زده رفت دنبالش گشت که از دورو اطراف پرسید فهمید کجا رفته
*دابی*
بلخره پیداش کردم...رومخمه وقتی با اون کاچان و دکوی بی مصرف حرف میزنه
دیدمش رفتم کنارش
دابی:بلند شو
کوروی:برو گمشو عوضی
بزور بلندش کردم و به دیوار تکیش دادم و دستمو یه طرفش گفتم و اونیکی دستم چونشو گرفتم
دابی:چرا با اون کاچان و دکوی بی مصرف حرف میزنی هان؟
کوروی:روانی بی مصرف ولم کن
احساس سوزش کردم و با اخی ازش دور شدم...
حرومزاده...دستمو با سیگارش سوزوند و وقتی سرمو بالا اوردم دیدم نیست
*کوروی*
دیدم حواسش پرته سیگارمو رو دستش خاموش کردم... دلم سوخت براش...ولی بدرک
وقتی حس کردم دور شدم ازش رفتم پیش بچه ها و سرگرم بازی بودن با لبخند تماشاشون کردم که دیدم دابی بازم پشت سرم ظاهر شد
دابی در گوشم:ولت نمیکنم جوجه کوچولو
صدای نیشخندشو میشنیدم...صدای قلبمم میشنیدم که میخواست از قفسه سینم بزنه بیرون
ساعت دوازده شد که برگشتیم سمت خابگاه و من باز پایین موندم که سیگار بکشم ولی دنکی ام پایین بود
پشت بوته ها قایم شدم دیدش میزدم...بمنچه کنجکاوم
یهو دیدم که یکی رفت سمتش و بغلش کرد
باورم نمیشد اون.....
*┈┈┈┈*┈┈┈┈*┈┈┈┈
بمونید خماری عزیزانم
درخواستی دارید بگید در خدمتم
اگر حال داشتم یه پارت دیگم میدم
بوس بهتون
لایک کامنت اد استوری سیو یادت نره عزیزم
فعلااا
#انیمه#مای_هیرو_اکادمی#کوروی#اسمات#سناریو#وانشات#رمان#ویسگون#بتمن#توگا
دیدگاه ها (۱۷)

🐍ری اکشنشون اگه بخاین خودکشی کنید🐍انیمه:شیطان کش ...

🦦ریاکشنشون وقتی بفهمن حامله ای🦦انیمه:ناروتو △شوگا△پوکر رفتار...

آواز مرگ

آواز مرگ

#تک#برده#ارباب#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط