بازی مرگ و زندگی
( بازی مرگ و زندگی )
پارت ۹
گروه دوم ما بودیم ...
هانا : بریم ... نوبت ماست!
رفتیم ایستادم و پاهامون رو به هم بستند ! بازی شروع شد ... جولیت داکچی ، مایلی سنگ پرت میکرد ، لونا یه قول دو قل ، هانا فرفره و منم بازی آخری ... ✨
📢 : حرکت کنین !
جولیت : باید هماهنگ حرکت کنیم ... با شمارش من ... یک دو یک دو ! اوکی ؟
همگی : باشه ...
جولیت : یک دو یک دو ...
و همگی با هم حرکت کردیم ... بازی اول داکچی
هانا : جولیت تو میتونی !
مایلی : شییییییش باید تمرکز داشته باشه🫢
جولیت تو ضربه اول تونست ❤️
لونا : آفرین کارت حرف نداره دختر ✨
جولیت : تعریف بسه ... بریم ادامه !
یک دو یک دو ...
مایلی سنگ رو پرت کرد 🪨 ... وای ! تونست 😆
مایلی : کار راحتیه ... قبلاً سنگ پرت میکردم سمت برادرم به هدف میخورد ... اینکه کار سختی نیست 😌
لونا : 😅😂
جولیت : دوباره !
یک دو یک دو ...
لونا : نوبت منه 😐
لونا تو اولین بار نتونست !
مایلی : اشکالی نداره ... دوباره !!!
لونا دوباره انجامش داد ... کمی مکث کرد و ... تونست 💗
بریم ...
یک دو یک دو ...
نوبت هانا بود !
هانا کمی طولش داد ولی در آخر تونست انجامش بده ...
من در ذهنم : بعدی ... منم ... استرس دارم ! اگه کند بزنم چی ؟
جولیت : حرکت کنید ... ۲ دقیقه بیشتر وقت نداریم !
یک دو یک دو ...
جولیت : املی ... نوبت توئه !
آب دهنم رو قورت دادم و خاستم بازی کنم ...
مایلی : نگران نباش هنوز وقت داریم !
نفس عمیق !!!
من : باشه ...
شروع کردم !
۱
۲
۳
۴
اوه ... اشتباه شد ! دوباره ...
۱
۲
۳
۴
۵
هووووورااااااااا ! تونستیم باورم نمیشه !
جولیت : زود باشین !
یک دو یک دو یک دو و ....
ما بریدیییییم ! 😍
ادامه دارد 🩷
( ببخشید چند روز نبودم ... خب ... چون خیلی کار داشتم )
پارت ۹
گروه دوم ما بودیم ...
هانا : بریم ... نوبت ماست!
رفتیم ایستادم و پاهامون رو به هم بستند ! بازی شروع شد ... جولیت داکچی ، مایلی سنگ پرت میکرد ، لونا یه قول دو قل ، هانا فرفره و منم بازی آخری ... ✨
📢 : حرکت کنین !
جولیت : باید هماهنگ حرکت کنیم ... با شمارش من ... یک دو یک دو ! اوکی ؟
همگی : باشه ...
جولیت : یک دو یک دو ...
و همگی با هم حرکت کردیم ... بازی اول داکچی
هانا : جولیت تو میتونی !
مایلی : شییییییش باید تمرکز داشته باشه🫢
جولیت تو ضربه اول تونست ❤️
لونا : آفرین کارت حرف نداره دختر ✨
جولیت : تعریف بسه ... بریم ادامه !
یک دو یک دو ...
مایلی سنگ رو پرت کرد 🪨 ... وای ! تونست 😆
مایلی : کار راحتیه ... قبلاً سنگ پرت میکردم سمت برادرم به هدف میخورد ... اینکه کار سختی نیست 😌
لونا : 😅😂
جولیت : دوباره !
یک دو یک دو ...
لونا : نوبت منه 😐
لونا تو اولین بار نتونست !
مایلی : اشکالی نداره ... دوباره !!!
لونا دوباره انجامش داد ... کمی مکث کرد و ... تونست 💗
بریم ...
یک دو یک دو ...
نوبت هانا بود !
هانا کمی طولش داد ولی در آخر تونست انجامش بده ...
من در ذهنم : بعدی ... منم ... استرس دارم ! اگه کند بزنم چی ؟
جولیت : حرکت کنید ... ۲ دقیقه بیشتر وقت نداریم !
یک دو یک دو ...
جولیت : املی ... نوبت توئه !
آب دهنم رو قورت دادم و خاستم بازی کنم ...
مایلی : نگران نباش هنوز وقت داریم !
نفس عمیق !!!
من : باشه ...
شروع کردم !
۱
۲
۳
۴
اوه ... اشتباه شد ! دوباره ...
۱
۲
۳
۴
۵
هووووورااااااااا ! تونستیم باورم نمیشه !
جولیت : زود باشین !
یک دو یک دو یک دو و ....
ما بریدیییییم ! 😍
ادامه دارد 🩷
( ببخشید چند روز نبودم ... خب ... چون خیلی کار داشتم )
- ۲.۶k
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط