{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Mylove

#My_love
Part:16
در همین بین، جیمین که پشت صحنه ایستاده بود و از دور مراقب «ات» بود، وقتی دید «ات» با یه حرکت سخت، نزدیک بود تعادلش رو از دست بده، سریع به سمتش رفت و قبل از اینکه بیفته، مچ دستش رو گرفت. «ات» با تعجب به جیمین نگاه کرد.

«جیمین؟ ممنونم. خیلی نزدیک بود!»

جیمین لبخندی زد، اما لبخندش کمی با نگرانی همراه بود. «مواظب باش ات. خیلی به خودت فشار نیاری.» نگاهش برای لحظه‌ای طولانی روی «ات» ثابت موند و «ات» هم حس کرد یه چیزی تو نگاه جیمین هست که قبلاً ندیده بود.(بعد از تمرین - کافه نزدیک بیگ هیت)

اعضای بی‌تی‌اس دور میز جمع شده بودن و با اشتیاق درباره‌ی گروه Pink Girl صحبت می‌کردن.

جین با هیجان گفت: «دخترها واقعاً دارن عالی پیش می‌رن! اون طراحی لباس‌های ات رو دیدین؟ فوق‌العاده‌ان!»

نامجون سر تکون داد: «آره، و استعدادشون هم قابل انکار نیست. دبیو کردنشون می‌تونه یه اتفاق مثبت باشه. ما باید حمایتشون کنیم.»

هوپی با لبخند گفت: «من با جیمین صحبت کردم. اونم خیلی نگران ات هست و می‌خواد مطمئن بشه که همه چیز براش خوب پیش میره. به نظرم جیمین حس خاصی به ات داره.»
کوک که تا اون لحظه ساکت بود، ناگهان گفت: «منم… منم حس می‌کنم جونگ‌هی خیلی جذابه. اون انرژی و لبخندش… آدم رو جذب می‌کنه.» نگاهش به نقطه‌ای نامعلوم خیره شد.

تهیونگ که انگار داشت حرف‌های کوک رو تایید می‌کرد، گفت: «آره، جونگ‌هی خیلی باحاله. ولی… من بیشتر چشمم به جیاست. یه جور ظرافت خاصی تو حرکاتش هست که… نمی‌دونم، خیلی خاصه.»

یونگی آهی کشید و گفت: «پس معلومه که اوضاع پیچیده‌تر از چیزیه که فکر می‌کردیم. ولی مهمترین چیز اینه که “ات” و گروهش موفق بشن. ما باید کمکشون کنیم تا از پس مشکلات بربیان، مخصوصاً از دست اون پی‌دی‌نیم.»
دیدگاه ها (۰)

#My_love Part:15یهو جیمین رفت دستشویی بالا اورد😐کوک:هیونگ خو...

#My_love Part:14نامی:اومدییممممممممشوگا : سریع برین بپوشین م...

part 14عشق پنهان 《ویو ات》 داشتم ظرفا رو میشتم که صدای اهنگ ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط