(?Just a game)
(?Just a game)
Part1
با صدای زنگ ساعتم از خواب پاشدم سریع رفتم حموم لباس فرممو پشیدم کیفمو برداشتم رفتم پایین
+صبح بخیر مامان
م٫م:صبح بخیر دخترم بیا صبحونه
مایا رفت نشست شروع کرد به صبحونه خوردن
+بابا کجاست؟
م,م:رفته سر کار
مایا صبحونه شو خورد از مامانش خداحافظی کرد رفت به سمت مدرسه
رسیدم امسال سال آخرم بود و باید تمام تلاشم میکردم پدر و مادرم خیلی کارا برام کردن که به این مدرسه بیام و منم نباید نا امیدشون کنم همینطور که با خودم فکر میکردم که با صدای کسی به خودم اومدم
÷مایاااا (علامت جنا÷)
+هی دختر آروم آبروم بردییی
÷خب حالا بگو ببینم واسه امتحان خوندی؟
+آره ولی استرس دارم
÷برو بابا هر وقت امتحان داریم اینجوری میگی بعدم نمره کامل میگیری
مایا خندید
داشتم با جنا حرف میزم که با صدای زنگ به خودمون اومدیم به سمت کلاسمون رفتیم نشسته بودیم که معلم اومد
خب همه ساکت میخوام امتحان بگیرم برگه هارو پخش کرد تمام تمرکزم گزاشتم رو امتحان بعد نیم ساعت برگه مو تحویل دادم از کلاس رفتم بیرون
داشتم همینطوری میگشتم که خوردم به یه نفر
ـ هی حواست کجاست
+تو خوردی به من بعد من حواسم کجاست
ـ هه ببین دختره ی رو مخ با من درست حرف بزن وگرنه واسه خودت بد میشه
میخواستم جوابشو بدم که رفت پسره عوضی
زنگ خورد جنا اومد بیرون
÷وایی خیلی سخت بود
خندیدم رفتیم به سمت کافه تریا مدرسه مون
نشسته بودیم که
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
Part1
با صدای زنگ ساعتم از خواب پاشدم سریع رفتم حموم لباس فرممو پشیدم کیفمو برداشتم رفتم پایین
+صبح بخیر مامان
م٫م:صبح بخیر دخترم بیا صبحونه
مایا رفت نشست شروع کرد به صبحونه خوردن
+بابا کجاست؟
م,م:رفته سر کار
مایا صبحونه شو خورد از مامانش خداحافظی کرد رفت به سمت مدرسه
رسیدم امسال سال آخرم بود و باید تمام تلاشم میکردم پدر و مادرم خیلی کارا برام کردن که به این مدرسه بیام و منم نباید نا امیدشون کنم همینطور که با خودم فکر میکردم که با صدای کسی به خودم اومدم
÷مایاااا (علامت جنا÷)
+هی دختر آروم آبروم بردییی
÷خب حالا بگو ببینم واسه امتحان خوندی؟
+آره ولی استرس دارم
÷برو بابا هر وقت امتحان داریم اینجوری میگی بعدم نمره کامل میگیری
مایا خندید
داشتم با جنا حرف میزم که با صدای زنگ به خودمون اومدیم به سمت کلاسمون رفتیم نشسته بودیم که معلم اومد
خب همه ساکت میخوام امتحان بگیرم برگه هارو پخش کرد تمام تمرکزم گزاشتم رو امتحان بعد نیم ساعت برگه مو تحویل دادم از کلاس رفتم بیرون
داشتم همینطوری میگشتم که خوردم به یه نفر
ـ هی حواست کجاست
+تو خوردی به من بعد من حواسم کجاست
ـ هه ببین دختره ی رو مخ با من درست حرف بزن وگرنه واسه خودت بد میشه
میخواستم جوابشو بدم که رفت پسره عوضی
زنگ خورد جنا اومد بیرون
÷وایی خیلی سخت بود
خندیدم رفتیم به سمت کافه تریا مدرسه مون
نشسته بودیم که
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
- ۳۶۳
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط