(Just a game?)
(Just a game?)
Part7
با صدای زنگ گوشیم از خواب پریدم
مامانم بود همینطور که چشمام بسته بود با صدای خواب آلودی جواب دادم
+الو؟
م،م:الو دخترم خواب بودی؟
+آره
م،م: ببخشید زنگ زدم حالتو بپرسم خوبی؟
+خوبم مامان تو خوبی
م،م:بهترم عزیزم
+خوبه
م،م:تو خونه تنهایی نمیخوای بیای؟
+نه مامان نمیشه امتحانام نزدیکه
م،م:خیلی خب من شاید بیشتر اینجا بمونم
+باشه مامان
از هم خداحافظی کردیم قطع کردم
پاشدم رفتم دست و صورتم شستم واسه خودم صبحونه آماده کردم
مشغول خوردن بودم که باز صدای گوشیم اومد جنا بود
+الو؟
÷مایا تو مهمونی امشب چی میخوای بپوشی
+منم خوبم تو خوبی دختر یه سلامی چیزی
÷خب حالا ببخشید خب؟ بگو دیگهه
+من نمیام
÷یعنی چی بیا دیگه لطفا
+خیله خب
÷عالیه خب حالا چی میپوشی؟
+نمیدونم یه چی میپوشم
÷نه اصلا نمیشه وقتی اینجوری میگی یعنی هیچی نداری الان میام دنبالت باهم بریم خرید
تا خواستم جوابش بدم قطع کرد دختره ی... سریع رفتم آماده شدم که صدای در اومد جنا بود تاکسی گرفتیم سمت مرکز خرید رفتیم
همینطور درحال گشتن بودیم که جنا به یه لباس صورتی اشاره کرد رفت و پرو کرد
+وای خیلی بهت میاد
÷همینو میخرم
یک ساعتی بود که درحال گشتن بودیم
+خسته شدم این همه لباس
÷ساکت امروز باید بدرخشی
که یه لباس چشمم گرفت
+جنا این ببین
÷خیلی قشنگه
+همین بر میدارم
بعد لباسامون کفش کیف یکم اکسسوری خریدیم رفتیم خونه
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
Part7
با صدای زنگ گوشیم از خواب پریدم
مامانم بود همینطور که چشمام بسته بود با صدای خواب آلودی جواب دادم
+الو؟
م،م:الو دخترم خواب بودی؟
+آره
م،م: ببخشید زنگ زدم حالتو بپرسم خوبی؟
+خوبم مامان تو خوبی
م،م:بهترم عزیزم
+خوبه
م،م:تو خونه تنهایی نمیخوای بیای؟
+نه مامان نمیشه امتحانام نزدیکه
م،م:خیلی خب من شاید بیشتر اینجا بمونم
+باشه مامان
از هم خداحافظی کردیم قطع کردم
پاشدم رفتم دست و صورتم شستم واسه خودم صبحونه آماده کردم
مشغول خوردن بودم که باز صدای گوشیم اومد جنا بود
+الو؟
÷مایا تو مهمونی امشب چی میخوای بپوشی
+منم خوبم تو خوبی دختر یه سلامی چیزی
÷خب حالا ببخشید خب؟ بگو دیگهه
+من نمیام
÷یعنی چی بیا دیگه لطفا
+خیله خب
÷عالیه خب حالا چی میپوشی؟
+نمیدونم یه چی میپوشم
÷نه اصلا نمیشه وقتی اینجوری میگی یعنی هیچی نداری الان میام دنبالت باهم بریم خرید
تا خواستم جوابش بدم قطع کرد دختره ی... سریع رفتم آماده شدم که صدای در اومد جنا بود تاکسی گرفتیم سمت مرکز خرید رفتیم
همینطور درحال گشتن بودیم که جنا به یه لباس صورتی اشاره کرد رفت و پرو کرد
+وای خیلی بهت میاد
÷همینو میخرم
یک ساعتی بود که درحال گشتن بودیم
+خسته شدم این همه لباس
÷ساکت امروز باید بدرخشی
که یه لباس چشمم گرفت
+جنا این ببین
÷خیلی قشنگه
+همین بر میدارم
بعد لباسامون کفش کیف یکم اکسسوری خریدیم رفتیم خونه
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
- ۱۰۹
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط