{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انتقام شجاعانه

" انتقام شجاعانه "
اپیزود ۳
باجی همیشه منو درک میکرد و برای امنیت من هرکاری میکرد من نمیتونم ازین بگذرم ....
فلش بک به ۱۲ سال پیش ...
اسم من یوکی عه پدرم ویتنامی و مادرم ژاپنی عه و من در ویتنام زندگی میکردم راهنمایی برای اتهام قلدری که بهم زدن به ژاپن انتقالی گرفتم و باید در کشور مادریم با چند تا خدمتکار زندگی کنم و مدرسه برم ... من دختر خیلی خشنی هستم که خیلیا تو ویتنام از من میترسیدن برای همین برای خلاص شدن ازم بهم تهمت قلدری زدن و پدر و مادرم برای جمع کردن وضع منو به ژاپن انتقال دادن
وارد مدرسه جدید شدم نماینده رو دیدم من رو به سمت کلاس برد روی سکوی کلاس وایسادم و خودمو معرفی کردم
یه پسر عجیب جلوم میشست که موهاش رو میبست و عینک میزد و تمام تایم مدرسه رو مث بز نگا صفحه کتاب میکرد و حتی ناهارم نمیخورد نمیدونم واقعا چش بود از بچه ها پرسیدم اون چشه ؟ کازوها گفت اون باجی کیسوکه ست اون اولای سال عینک نمیزد و درس نمیخوند و همش دنبال زدن بقیه بود ولی یه روز با عینک اومد و سرش رو کرد تو کتاب ازون روز خیلی تغییر کرده و حتی حرف هم نمیزنه ساکورا گفت اون تو یه گنگه عجیب نیست ؟
دیدگاه ها (۰)

"انتقام شجاعانه "اپیزود ۴رفتم سمت میزش " اسم گنگی که توشی چی...

#ایده انگشتر 🦋🦋🦋🦋

به اداره پلیس رسیدم باجی مرده ؟ چرا مرده ؟ کی کشتتش؟ "لطفا آ...

پارت ۱انتقام شجاعانه"در مرکز توکیو یک قتل بر اثر ضربه دیدن ب...

پارت ۲۸ :تغییر ناگهانیچیفویو: باجی سان شما نباید تکون بخورید...

"قلدری از جنس عشق"p¹سلام دوستام من الین هستم و خب قراره از م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط