{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
تفکیک کردی زوج را از فرد، یعنی که-
از گرمیِ دستت شدم دلسرد، یعنی که-

عاشق نبودی تا بفهمی حال و روزم را
کاری که عشقت با وجودم کرد یعنی که-
مانند هیزم های مصنوعیّ شومینه
می سوزم و پایان ندارم، درد یعنی که-
محتاج دستان کسی باشی که می خواهد
آواره باشد در خودش این مرد، یعنی که-
شب ها به دور از تکیه گاه و سرپناهی امن
باشد رفیق یک سگِ ولگرد، یعنی که...
.
چیزی نمانده تا تهِ این جاده ی بن بست
این راه های بی برو برگرد، یعنی که-
یک روز شاید زود،شاید دیر... می فهمی،
زخم زبان مردمِ نامرد یعنی چه!
.
#امید_صباغ_نو
دیدگاه ها (۱۷)

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁰ویو: جونگ‌کوکچند ثانیه بعد از حر...

نام=)سایه مافیا### پارت پانزدهم: زندانِ امنِ سایه‌هاوقتی لیه...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط