{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌هر چه کردم که رَود

‌‌هر چه کردم که رَود
خاطرت از یـــــاد نشد


روحتـــ انــگار از این
غمکـده آزاد نشد


اشک چون سیل ز سدِّ
مژگان رد شد و رفت


دردهایم همه جـاری شد و
فریاد نشــد...💔


#خاطرات_تلخ
─┅═༅𖣔‎‌‌‌𖣔༅═┅─
دیدگاه ها (۱)

ادامه پارت 156رفتم لب پنجره قصر انگار اروم بود....اروم چه وا...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دهم: منطقِ بی‌رحم و مرزهایِ شکسته ⛓️...

"من... نمیتونم بکشمت. " پارت پنج.(اخر) دازای اروم نفسش ر...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 129・⁠]⁠ᕗتا خود صبح نگاش کردم...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eleven توی مدتی که سوار ماشین بو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p48دستش روی دستگیره موند.«ممکنه دفعه‌ی بع...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

رمان اسیر خان پارت هشتم 8

*teakook*

پارت پنج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط