واکسن

واکسن؟



&داداش
-جونم
&میشه بغلم کنید
-البته که میشه(آروم رفت رو تخت و میونگ رو کشوند تو بغلش)
&داداش(می‌ره بغلش)
-جونم عشقم(موهاشو میبوسه)
&اگه خوب نشم چی
-مگه میشه فدات شم امکان نداره خوب میشی خوشگلم
&کی
-خیلی زود
&هوف کاش زودتر تموم شده خیلی درد دارم
-الهی بمیرم برات آخه من چیکار کنم تو بهتر شی
&بغلم کنید
-چشم تو جون بخواه تا هر وقت که بخوای بغلت میکنم
&خیلی دوست دارم
-منم کوچولوی من (گوشیش زنگ میخوره)
&کیه داداشی
-مامانه
&عه
-اره وایسا من جواب بدم الان میام
&باشه
-الو
¢الو سلام پسرم خوبی
-ممنونم ما خوبیم شما چطورین
¢ما هم خوبیم میونگ چطوره
-تب کرده حالش خوب نیست اما دارم تمام مراقب هارو انجام میدم
¢خیلی ممنونم ازت اگه تو نبودی ما چیکار میکردیم
-این چه حرفیه مامان من خودم خواستم مراقبش باشم
¢امروز خیلی گریه کرد
-اره خیلی دردش گرفت
¢پسرم نزار کمبود مارو حس کنه خیلی مراقبش باش
-حتما
¢خیلی ممنونم من دیگه باید برم خداحافظ
-خداحافظ
&اومدی(سعی می‌کنه بلند شه که میوفته )
-هی هی هی خوشگلم واسه چی بلند میشی آخه
&آیی نمیدونستم میفوتم
-اشکالی نداره بیا آروم دراز بکش جون دلم آخ الهی من جات بودم من بجات درد می‌کشیدم
&خدا نکنه داداش من نمی‌خوام شما این دردارو بکشید
-چرا عزیزم
&چون خیلی بده من نمی‌خوام شما اذیت بشید
-اخ الهی من دورت بگردم
&داداشی
-جونم
&خیلی خسته بنظر می‌رسید لطفا یکم بخوابید
-نمیشه خوشگلم
&چرا
-من نگرانتم اگه چیزیت بشه چی
&هیچی نمیشه من حالم خوبه لطفا
-نه عزیزم امکان نداره
&آخه منم خوابم میاد
-خوب تو بخواب عزیزم
&بدون شما نمی‌خوابم
-هوف خیلی خوب باشه بیا بغلم بخوابیم
&(می‌ره بغلش)
-الان حالت شد
&(یه کمی ناراحته )
-چیشده فندوقم
&دلم برای مامان تنگ شده
-الهی بگردم یه ماه دیگه میان عزیزم چیکار کنم الان حالت بهتر شه
&میشه ازتون یه خواهشی بکنم
-هر چی که باشه
&میشه برام لالایی بخونید
-حتما عشقم(براش لالایی میخونه و موهاشو نوازش می‌کنه)
&(تو بغلش می‌خوابه)
-(اونم خوابش می‌بره )


ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۰)

واکسن؟(ساعت 4:30صبح)ویو تهیونگ:آروم بلند شدم دیدم میونگ از ...

واکسن؟-(محکم تو بغلش فشارش میده و لپشو میبوسه)آخ که تو چقدر ...

واکسن؟-الهی بمیرم برات داداشی &(گریش بند میاد)-الان حالت بهت...

واکسن؟-سلام خانم £سلام بفرمایید-برای واکسن شیش سالگی اومدیم£...

#سناریو موضوع= وقتی نصفه شب میره پیششون بخوابی{برادر بزرگتر}...

کاش براتوم مهم بودم

#سناریو موضوع= وقتی با گریه شدید و بغض میری پیششون و میگی اج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط