واکسن
واکسن؟
-(محکم تو بغلش فشارش میده و لپشو میبوسه)آخ که تو چقدر کوچولویی
&نخیرم من بزرگم(اخم و کیوت)
-نوچ تو فندوق منی کوچولوی خودم
&نه نمیخوام من بزرگم دیگه شیش سالمه(حرص و کیوت)
-باشه باشه تو درست میگی
&(لبخند رضایت)
-ولی هر چقدرم بزرگ باشی واسه من اندازه ی بادومی (قلقلکش میده )
&نکن داداش(خنده)
-خیلی دوست دارم فسقلم (پیشونیشو میبوسه)
&منم داداشی (لپشو میبوسه)
-خوب خوشگلم بخواب دیگه
&پس تو چی
-منم میخوابم
&نخیر اینطوری نمیشه باید باهم بخوابیم
-لجبازی نکن دیگه
&داداشی لطفا (خودشو کیوت میکنه)
-هوف باشه فقط اینطوری نکن
&مرسی(میخنده)
-(میره رو تخت و بغلش میکنه و موهاشو نوازش میکنه)میونگ
&بله داداش
-میتونم یه سوال ازت بپرسم؟
&اوهم البته
-تو رابطتت با بابا زیادی خوب نیست درسته
&(سکوت میکنه و سرشو میندازه پایین)
-میونگ حالت خوبه ناراحتت کردم اگه ناراحتت کردم عذر میخوام
&نه نه ناراحت نشدم اما خوب اره رابطمون خوب نیست
-میشه بگی چرا اگه نمی خوای بگی نیاز نیستا
&نه میگم خوب راستش احساس میکنم بالا منو دوست نداره
-چرا
&چون بار ها و بار ها بهم گفته کاش به دنیا نمیومدی اگه تو نبودی الان زندگیمون بهتر بود تو به هیچ دردی نمیخوری و اینا
-چی واقعا میگی؟
&اوهم و اینکه هر روز سر چیزای چرت و پرت و بیخود باهام دعوا میکنه سرم داد میزنه
-میونگ الان داری جدی میگی اینارو
&متاسفانه اره حتی چندبارم روم دست بلند کرده
-چی(متعجب و بلند)
&اره درست شنیدی چند باری شده که به حرفش گوش ندادم یا یه چیزی گفتم که خوشش نیومده یا کاری کردم که دوست نداشته منو زده یه بار بهم سیلی زده یه بار با کمربند زدتم یه بار توی انباری که پر از سوسک و حشره هست زندانیم کرده چند باری هم منو بسته به یه صندلی و با چوب کتکم زده(بغض سگی)
ادامه دارد...
-(محکم تو بغلش فشارش میده و لپشو میبوسه)آخ که تو چقدر کوچولویی
&نخیرم من بزرگم(اخم و کیوت)
-نوچ تو فندوق منی کوچولوی خودم
&نه نمیخوام من بزرگم دیگه شیش سالمه(حرص و کیوت)
-باشه باشه تو درست میگی
&(لبخند رضایت)
-ولی هر چقدرم بزرگ باشی واسه من اندازه ی بادومی (قلقلکش میده )
&نکن داداش(خنده)
-خیلی دوست دارم فسقلم (پیشونیشو میبوسه)
&منم داداشی (لپشو میبوسه)
-خوب خوشگلم بخواب دیگه
&پس تو چی
-منم میخوابم
&نخیر اینطوری نمیشه باید باهم بخوابیم
-لجبازی نکن دیگه
&داداشی لطفا (خودشو کیوت میکنه)
-هوف باشه فقط اینطوری نکن
&مرسی(میخنده)
-(میره رو تخت و بغلش میکنه و موهاشو نوازش میکنه)میونگ
&بله داداش
-میتونم یه سوال ازت بپرسم؟
&اوهم البته
-تو رابطتت با بابا زیادی خوب نیست درسته
&(سکوت میکنه و سرشو میندازه پایین)
-میونگ حالت خوبه ناراحتت کردم اگه ناراحتت کردم عذر میخوام
&نه نه ناراحت نشدم اما خوب اره رابطمون خوب نیست
-میشه بگی چرا اگه نمی خوای بگی نیاز نیستا
&نه میگم خوب راستش احساس میکنم بالا منو دوست نداره
-چرا
&چون بار ها و بار ها بهم گفته کاش به دنیا نمیومدی اگه تو نبودی الان زندگیمون بهتر بود تو به هیچ دردی نمیخوری و اینا
-چی واقعا میگی؟
&اوهم و اینکه هر روز سر چیزای چرت و پرت و بیخود باهام دعوا میکنه سرم داد میزنه
-میونگ الان داری جدی میگی اینارو
&متاسفانه اره حتی چندبارم روم دست بلند کرده
-چی(متعجب و بلند)
&اره درست شنیدی چند باری شده که به حرفش گوش ندادم یا یه چیزی گفتم که خوشش نیومده یا کاری کردم که دوست نداشته منو زده یه بار بهم سیلی زده یه بار با کمربند زدتم یه بار توی انباری که پر از سوسک و حشره هست زندانیم کرده چند باری هم منو بسته به یه صندلی و با چوب کتکم زده(بغض سگی)
ادامه دارد...
- ۱۳.۲k
- ۳۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط