دل من گمشده گر پیدا شدبسپارید امانات رضاواگر ازتپش افتاد دلمببریدش به ملاقات رضاازرضاخواسته بودم شایدبگذارد که غلامش بشومهمه ی گفتندمحال است ولیدلخوشم من به محالات رضا