{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 4:

پارت 4:

ویو کلارا=وارد کلاس شدم و روی نیمکتم نشستم و منتظر پرفسور فیلیتویک *نمیدونم درست نوشتم یا نه*بودم که متوجه لمسی از پشت سرم شدم و برگشتم
∆سلام...
♡هی! کسی نباید بفهمه من و تو دوست هستیم!
∆اوه درست میگی... متاسفم!
برگشتم و به رو به روم خیره شدم، سدریک برام دست تکون میداد و زمزمه میکرد
•کلارا؟! کی باهم پروژه رو انجام میدیم؟!«کلاس گیاه شناسی»
♡بعدا
•اوکی
پرفسور وارد شد و شروع به تدریس کرد.
**بعد از پایان کلاس**
به سمت متیو رفتم
♡سلام بابت رفتارم در کلاس متاسفم، ولی این جزو دستورات اسنیپ و آقای مالفوی بود
∆مشکلی نیست، میدونم
♡اوم، باشه...
∆خب... اولین کارمون چیه؟
♡باید راجب دامبلدور اطلاعات جمع آوری کنیم، من انجامش میدم
∆چرا تو؟! چرا من و دراکو نریم؟!
♡چون شما اسلیترینی هستید و پرونده هردوتون سیاهه.
∆درسته... موافقم
(سدریک رو میبینم)
♡تو به دراکو بگو، من باید برم
(به سمت سدریک میروم)
دیدگاه ها (۴)

پارت 5=ویو کلارا:*به سمت سدریک رفتم و با فاصله از او ایستادم...

پارت 3=ویو کلارا: دست دراکو رو کشیدم و به سمت درختی که متیو ...

پارت 2=خواب های عجیبی میدیدم انگار توی یک جایی مثل سیاه چاله...

(درخواستی از دراکو )وقتی روی گردنمون کب.ودی گذاشته و استاد م...

( ریکشن درخواستی)وقتی اشتباهی میپریم رو اونجاشون و فرار میک...

Part 2وقتی غیرتی میشه کلاس حدود ۲ یا ۳ دیقه دیگه تموم می‌شود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط