۳۶ | P a g e
۳۶ | P a g e
شاید اگر اون آلفا که توی خیابون پیداش کرد و توی اون شب کذایی باهاش
خوابید، نبود، جونگکوک حاال کنار آلفای مورد عالقهی خودش بود و اون
میتونست ازش محافظت کنه و شاید تولهی آلفای خودش رو داشت!
_جونگکوک...
با شنیدن اسمش از زبون مرد ژنرال، یکهخورده بهسمتش برگشت. اون حتی
اسمش رو به زبون نیاورده بود و حاال مرد آلفا اون رو با اسم کوچیکش خطاب
میکرد؟
ژنرال، درحالی که با یه دست تولهی کوچیک رو توی بغلش گرفته بود، با
دست دیگهاش ماسک صورتش رو برداشت و اینبار جونگکوک بود که مات
میموند!
_ته-تهیونگ؟
_جونگکوک... ببخش که رهات کردم. این به نفع جفتمون بود! من خیلی
دنبالت گشتم و
شاید اگر اون آلفا که توی خیابون پیداش کرد و توی اون شب کذایی باهاش
خوابید، نبود، جونگکوک حاال کنار آلفای مورد عالقهی خودش بود و اون
میتونست ازش محافظت کنه و شاید تولهی آلفای خودش رو داشت!
_جونگکوک...
با شنیدن اسمش از زبون مرد ژنرال، یکهخورده بهسمتش برگشت. اون حتی
اسمش رو به زبون نیاورده بود و حاال مرد آلفا اون رو با اسم کوچیکش خطاب
میکرد؟
ژنرال، درحالی که با یه دست تولهی کوچیک رو توی بغلش گرفته بود، با
دست دیگهاش ماسک صورتش رو برداشت و اینبار جونگکوک بود که مات
میموند!
_ته-تهیونگ؟
_جونگکوک... ببخش که رهات کردم. این به نفع جفتمون بود! من خیلی
دنبالت گشتم و
- ۱۵۱
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط