{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۱۰

پارت۱۰

*پرش زمانی به شب*

اما:اوپا خوابم نمیاد
شوگا:میخوای بیای پیش من
اما:ارههه
شوگا:ام میزه نمیخوای ماله من بشی؟؟(کارای اهم اهم)
اما: من همین الانم ماله توهم پس باشه الان دیگه بزرگ شدم قبوله بدمم نمیاد برا خودت باشم(خنده)
شوگا:پس شروع کنیم؟
اما:البته

شوگا لباساش و درآورد و اما هم لباسای خودش و شوگا شروع کرد به بوسیدن لب*ای اما اما هم با لذت همکاری میکرد شوگا رفت سراغ گردن و کیس*مارک های درد*ناکی میزاشت و رسید به پایین😈😈
و یدفعه دیک*شو وارد اما کرد اما هم نا*له میکرد و شوگا رسید به پر*ده اما و پرد*ه اشو زد طولی نکشید که خون از لای پاهای اما میومد و شوگا اب*شو خالی کرد بالاخره بعد از ۸راند تمام کردن (ذوب شدم از خجالت)

اما:اخخ اییی
شوگا:چیشده خوبی
اما:ایی نه دلم درد میکنه کمرم داره از جا میکنه نمیتونم راه برم اییی
شوگا:باشه الان میریم حموم
شوگا اما رو بغل کرد و برد تو حمام و شوگا امارو حموم کرد چون اما اولین بارش بود و حال خوبی نداشت توی وان خوابش برد وقتی شوگا اما رو حموم کرد اما رو گذاشت روی تخت و موهاش و خشک کرد و اما خوابش برد و شوگا خودش هم حمام کرد و خوابید

پارت بعدی فردا ممنونم تز حمایتاتون🥺❤️
دیدگاه ها (۶)

پارت۱۱ویو اماصبح با درد شدید از خواب بلند شدم نمیتونستم راه ...

پارت۱۲میتسو:اما حالت خوبهسوک کیونگ:ولی من بعید میدونم حالت خ...

پارت۹ویو شوگاالان دقیقا ۷ساله که از نزدیک اما رو ندیدم ولی ت...

پارت۸*فردا*اِما:خب بچه ها دلم براتون تنگ میشه(بغض و بغل)تهیو...

رمان جدید پارت ۴ لباسشون رو در اوردن شوگا به ات گفت دو راه د...

سناریو قفل آبی: دو نفره برین حموم 🤝🗿

پارت هفتم در آغوش زندانشوگا اومد تا درو برام باز کنهشوگا:بفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط