{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم مي خواست

دلم مي خواست
شبي که مي رفتي
اتفاقِ ساده اي مي افتاد

راه را گم مي کردي
فاخته اي کوکو مي کرد
و کليدي زنگار گرفته
از آشيانه ي خالي دُرناها
به زمين مي افتاد

باران مي گرفت
بيدار مي شدم
بيدارت مي کردم
و ادامه ي اين خواب را
تو تعريف مي کردي....
دیدگاه ها (۵)

سخت است ، دلتنگ کسی شویکه سهم ات از آغوششفقط قد یک خواب است ...

روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت

دست و دلم به شعر نمی رودوقتیدر شعر همدستم به تو نمی رسد.

بعضی از آدمها پر از مفهوم اندپر از حس دردندپر از حرف های نگف...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part لبخندی زدم... جای...

____[The Forbidden Crossing]____

زیر نور ماه 🎑Part : 12ادامه پارت ۱۲ قبلی :(علامت ها : (کوک +...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁵ویو: اتصبح با دل‌درد شدیدی از خو...

★彡   Part 5 彡★ صبح، با سردرد بیدار شدم.گیج نگاهی به اطرافم ک...

پارت ۱۰

Forced MarriagePart 22صبح زود با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط