{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
شب مست یار بودم و در های های او




حیران آن جمال خوش و شیوهای او

گه دست می‌زدم که زهی وقت روزگار

گه مست می‌فتادم بر خاک پای او




‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۶)

این زیباترین کافه دنیا بود😍 زمستان‌های پر از برف❄ ️با همان ع...

خدایا...✍ میخواستم برات نامه بنویسم💌 اما...مطمئنم نامه ام💌 ...

✨ دل بستـــــن ...مثل پـــــرت ڪردن سنگی تودریـــــاست✨ ولی ...

💙 💍 من💍 ‌ 💙 💍 عاشقِ💍 💙 💍 محالهایے💍 💙 💍 هســــــــتم💍 💙...

گم شدم در کوچه‌های چشمِ یار،بی‌نشان، بی‌راه، بی‌صبر و قرار.ه...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

attar-050615

بر روزگار و یار و نفس اعتماد نیستقول‌وقرار مدعیان، غیر باد ن...

شاید کمتر کسی باشد که در کودکی، خودش را تخلیه نکرده باشد، با...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️[پارت معرفی]آکادمی‌ای قدیمی و اشرافی که دا...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

به نظرم پاییز دختریست با موهای گیس شده؛ که روی آن را با گل س...

BTS Reaction | وقتی شب دیر میای خونهنامجون:همین که وارد می‌ش...

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط