پارت ۱۳۷

پارت ۱۳۷

کلود : بده ببینم

* ماره خودش رو بهش دادم.... شروع کرد به خوندن *

رزت : خب؟

کلود : چیزه خاصی نیست

رزت : واقعا؟

کلود : آره نگران نباش

رزت : باشه

* از اتاقش بیرون اومدم و رفتم تو اتاق خودم *

کیان : چیشد؟

رزت : بابام که خوندش گفت چیزه خاصی نیست ولی ماره خودمو بهش ندادم

کیان : خب بخونش

رزت : باشه

* نامه رو باز کردم *

کیان : بلند بخونش

رزت : نوشته که سلام پرنسس ونزگری من بلیا هستم یکی از افراد سلطنتی_

کیان : بلیا؟ اسمشو شنیدم

رزت : کیه؟

کیان : خودش گفت یکی از افراد سلطنتیه ولی در حد خاندان اسموند ولی ازشون بالاتره

رزت : بذار بقیه اش رو بخونم.... نوشته که من چهار روز دیگه هیجده سالم میشه خودتون میدونین که هر وقت هر پرنسس به سن قانونی میرسه جشن تولد میگیره و همه ی افراد سلطنتی هم باید دعوت بشن پس خوشحال میشم شما هم به همراه خانواده تون بیاین

کیان : تولد؟

رزت : آره.... مثل تولدی که برای هیجده سالگیم گرفتم

کیان : خب تو میری

رزت : نمیدونم؟ ولی اگه بخوام برم باید برم یه عمارت دیگه چون عمراتش خیلی دوره

کیان : آها
دیدگاه ها (۹)

From fall to star転落から星へPart 1برای کسی که از ارتفاع می‌ترسه، ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

خلاصه لایو تولد نامجون: (pt¹)🐨: یه کم خجالت‌آوره، ولی ممنونم...

رمان: فقط یک قدم تا توپارت ۲:تئودور به لاس زدن با ا.ت ادامه ...

خلاصه لایو تولد نامجون: (pt¹)🐨: یه کم خجالت‌آوره، ولی ممنونم...

.......//برده ی زیبا//........

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۱ ویو ات ............امروز خی...

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۲اسلاید ۲ رو ببینین و تصور کنین.ج...

Custom bride part : 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط