{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

T_ D:

T_ D:
شکارچی از عقاب پرسید ترس بر زمین افتادن نداری
عقاب خندید و گفت:من انسان نیستم که با کمی به بلندی رفتن تکبر کنم!من در اوج بلندی نگاهم به پایین است


اعصاب شکارچی خورد شد و با یک گلوله دهن عقاب را سرویس کرد و گفت وقتی سوال میپرسم چرت و پرت نگو🕊 🕊 🕊
دیدگاه ها (۱)

T_ D:انقدر رفتم بانک برای رانندگی،فیش آئین نامه پر کردماز شه...

T_ D:به اونایی که دم به دیقه میان شبکه‌های اجتماعی رو چک می ...

T_ D:تنها کاری که ایرانیا توش باهم همکاری میکنن چیه؟....توو ...

بایاد خدا دل ها ارم می‌گیرد

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p28تهیونگ با دستش موهاش رو به هم ریخ...

اسم : عشقی در تاریکی جنگل پارت ۴(از زبان راوی ) صدای سوختن چ...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط