گاهی اونقدر خسته است که با خودم میگم یعنی میشه یه روز ببی

گاهی اونقدر خسته است که با خودم میگم یعنی میشه یه روز ببینم چشماش مثه قبل پر از امید و عشقه؟
وقتی میبینم هیچ کاری از دستم برنمیاد و اون دیر یا زود برای همیشه میره و تنهام میزاره یه ترس عمیق میاد تو دلم...
شاید واسه همینه این روزا بیشتر هواشو دارم...
مدتها انتظار اومدنش رو میکشم... پشت در می ایستم تا قبل از اینکه کلید بندازه درو باز کنم...
این روزا همه اتاق فقط عطر نرگس داره...
سعی میکنه خودش رو قوی نشون بده و این برای منی که عاشقشم هم جذابه و هم دردناک...
این روزا فقط تماشای غروب آفتاب آرومش میکنه...
اما اونقدر خسته است که آروم چشماشو میبنده و کنارم خوابش میبره...
گاهی با خودم میگم چرا نشد؟
دیدگاه ها (۴)

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

عاشقانه های شبنم

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

سرگذشت دراکو

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 18زمانی که تمام وجود...

ابلیس

آپدیت Dazed با ویدیویی از تهیونگ 😭— وی بهترین پلی‌لیست خودش ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی پات پیچ خورده و نمیتونی راه بری اون میبی...

part 73 جیهوپ نشست پیش آلینا:« خسته شدی کوچولو؟»& اوهمجیهوپ ...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط