{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواست گوشیش رو خاموش کنه که صدای نوتیف پیام براش اومد..

میخواست گوشیش رو خاموش کنه که صدای نوتیف پیام براش اومد..
زد رو پیام..

«اقای پارک جیمین به جرم اسلح.ه کشیدن روی یه مرد دیگه بازداشت شد»

هم خیالش از بابت اینکه جیمین بیرون نیس راحت شد...و هم به خاطر تهیونگ استرس گرفت..
تصمیم گرفت زنگ بزنه بهش..

با همون بوق اول برداشت..
-الو تهیونگ...

+هوم سلام چاگیا..جانم

هوفی کشید..نباید ضایع میکرد برا چی زنگ زده

-هیچی...خواستم برای صبحونه تشکر کنم..

+قابلی نداشت...(یکم مکث کرد)تو خونه بیکاری؟!

-اره...میخواستم برم بیرون ولی حوصلم نکشید...

+بیا پیش من...
باشه ای گفت و گوشی رو قطع کرد..

داشت حاضر میشد بره بیرون...بیرون هوا خیلی گرم نبود‌..
یه پیرهن آستین بلند مشکی با شلوار مشکی که یکم گشاد بود پوشید...به صورتش چیزی نزد..
رفت سمت در و وقتی در رو باز کرد...
دیدگاه ها (۲)

رمان : رفتار سرد

𓆩 پارت ۴۹ 🖤🥀 𓆪چند ساعت بعد، پزشک از اتاق بیرون اومد.پزشک: حا...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷⁶تهیونگ با سرعت خودش رو به دانشگاه رسوند و مستق...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁴روی مبل لم داد و کنترل رو برداشت و «T...

گوا خونی پارت 39جونگکوک رفت میوه هارو شست و اورد و نشت کنار ...

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

dark life = 30

فیک . ( عشقی که نباید رخ میداد )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط