{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساعت ها را یکی یکی خط می کشم

ساعت ها را یکی یکی خط می کشم

همین که خدا دست هایش را به روی چشمان روز می گذارد

ردپای تو را

خط تو را

بوی تو ر

از همه جا می شنوم
دیدگاه ها (۲)

وقتی می‌بینی ذهنت پرت استشیطان وسوسه‌ات می‌کند: «این چه #نما...

🎶..یکی از همین روزهاست کهاز تکرار خویشتندر ابعاد زندگی سیر م...

تو برای من همان خوشه ی برنجی برکتی که از دست خدا تا سفره ی ج...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز می‌دهند؟ شال گردن نارن...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

.یک روزکه حال دلم بهتر شد،برای تمام روزهاییکه دوام آوردم،آرا...

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط