داشتیم تو پاساژ دور می زدیم
داشتیم تو پاساژ دور می زدیم
دیدیم مادر دختره چنان با مشت زد تو کمرش
دختره با پشتک و وارو از پله ها افتاد
و با دماغ کف آسفالت کشیده شد
جفت پاهاش رفتن تو کلیه هاش روده بزرگش باروده کوچیکش پیچ خورد
رفتم به مادره گفتم
چرا می زنیش ؟؟؟
هن!!؟؟
مادره گفت صد بار بهش گفتم قوز نکن!
والاا دمش گرم عجب مادر بوداااااااااااا
دیدیم مادر دختره چنان با مشت زد تو کمرش
دختره با پشتک و وارو از پله ها افتاد
و با دماغ کف آسفالت کشیده شد
جفت پاهاش رفتن تو کلیه هاش روده بزرگش باروده کوچیکش پیچ خورد
رفتم به مادره گفتم
چرا می زنیش ؟؟؟
هن!!؟؟
مادره گفت صد بار بهش گفتم قوز نکن!
والاا دمش گرم عجب مادر بوداااااااااااا
- ۶۶۶
- ۰۴ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط