مین جی سری تکون داد سپس هر دو همراه یوبین به سمت اتاق جیم

مین جی سری تکون داد سپس هر دو همراه یوبین به سمت اتاق جیمین رفتند .. دل ها آرامش یافتند نفس ها میزان آرامش صبح گاهی شروع شده بود تمام بیمارستان ای که کله شب برایشان کم تر از جهنم نبود حالا در آرامش فرو رفتند .. اتاق سفید ای که جیمین در آن بستری بود .. فعلا پر از محبت بود .. مین جی ای که غمگین تر از میون‌شی زل زده بود به تصور جلو اش ( میون‌شی روی صندلی کنار تخت نشسته بود و دست جیمین را محکم در دستش گرفته بود گاهی بوسه ای پر از محبت را رویش می‌نشاند ) دراز کشید روی مبل و سرش را روی پای تهیونگ گذاشت مردش تند پالتو سفیدش را برداشت و روی جسم خسته و مچاله شده همسرش کشید یوبین را هم به خونه فرستادن تا سری به جان بزنه ..
دیدگاه ها (۱)

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۴۱باز کردن پلک / در آغوش مین جی غر...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۴۲میون‌شی : ممنون .. بلافاصله تشکر ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۴۰راننده آروم تر گفت : انگار ترمز م...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۳۹لباس عروس یا کفن تیک‌تاک ساعت نشا...

تهیونگ گیج دستش را روی پیشانی اش کشید : مادر مین جی نیست سرم...

❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ عشق اغیشته به خون⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩پارت ۱۱۹بر راویی زم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط