{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر گاه عطش آمد و بی تاب شدم

هر گاه عطش آمد و بی تاب شدم
با جرعه ای از مشک تو سیراب شدم
از شرم و خجالت دو دستت اما
مانند تمام رودها،آب شدم
دیدگاه ها (۱)

هر سال برای تو سیه می پوشیمدر دسته ی عاشقان علم بر دوشیمما، ...

معشوق، علی اکبری می طلبدگاهی بدن و گاه سری می طلبدتقویم پر ا...

میلیونها یا شایدم میلیاردها آدم توی دنیا ادعای خوب بودن میکن...

میلیونها یا شایدم میلیاردها آدم توی دنیا ادعای خوب بودن میکن...

ای حسین! در کربلا ، تو یکایک شهدا را در آغوش می‌کشیدی، می‌بو...

ای آبِ آب! رودخانه ها عطش دیدار تو را دارند و در بستر انتظار...

عاشقانه های شبنم

سالها پیش دلم عقده دیدار تو داشتعقده وصلت واندیشه رخسار تو د...

ای در آغوش تو آرام ترین خواب جهانچهره ی ماه تو در چشمه ی مهت...

🎥این فرد که ده سال جلوی بالشت و گلدان با آب و تاب سخنرانی می...

#درود_به_شرفت_سید_روح الله_رضوی🎥این فرد که ده سال جلوی بالشت...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

هیچی داشتم دنبالتون می گشتممی خواستم ببینم که کجائید آخه خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط