ازدواجاجباری
#ازدواج_اجباری
Part: 7
بعد از چند دقیقه کار لینو تموم شد
و به ساعت نگاه کرد ساعت 7 و ربع بود بعدش سریع فنجون قهوه ی روی میز که نه سرد بود نه گرم روی لب هاش گذاشت بعد از 2 مین تموم شد و سریع وسایل هارو مرتب کرد و کتش رو پوشید ، وسایل هاشو برداشت و و به سمت در رفت و درو باز کرد و از اتاق خارج شد و با اثر انگشت در اتاق رو قفل کرد ، در حال رفتن به سمت آسانسور بود که منشیش انکار مست کرده بود و ی لباس خیلی باز پوشیده بود و ی آرایش غلیظ(لینو دو تا منشی داره یکی برای مرت کردن اتاق و قهوه و اینا براش بیاره یکی هم که برای کارو و اینا ) منشی لینو رو دید و داشت میومد نزدیکش که لینو جاخالی داد و گفت
لینو : امشب قراره ی فرشته رو مال خودم کنم ، پس بهتره بهم دس نزنی....من بجز کسی که دوسش دارم به کس دیگه ای دست نمیزنم اینو بدون از فردا پس فردا هم اخراج
منشی : هی، اون ع/وضی جن//ده لابد قراره زی/ر خوابت باشه ؟
لینو : اولا درست صحبت کن دومن به تو هیچ ربطی نداره ، سومن وسایل هاتو جم کن تا ¹⁰ دقیقه ی دیگه میان دنبالت تا از شرکت ببرنت بیرون چون میدونم خودت نمیری
بعدشم من باید برم بای 😒🗿
ویو راوی^^
لینو سریع رفت سمت آسانسور و دستشو به دکمه ی طبقه ی هم کف فشار داد و بعد 2 مین به طبقه ی هم کف رسید و همه بهش تعظیم کردن و بلند گفت که بعد ساعت 8 شرکت خالی باشه....فهمیدین ؟
همه : بله، چشم
Part: 7
بعد از چند دقیقه کار لینو تموم شد
و به ساعت نگاه کرد ساعت 7 و ربع بود بعدش سریع فنجون قهوه ی روی میز که نه سرد بود نه گرم روی لب هاش گذاشت بعد از 2 مین تموم شد و سریع وسایل هارو مرتب کرد و کتش رو پوشید ، وسایل هاشو برداشت و و به سمت در رفت و درو باز کرد و از اتاق خارج شد و با اثر انگشت در اتاق رو قفل کرد ، در حال رفتن به سمت آسانسور بود که منشیش انکار مست کرده بود و ی لباس خیلی باز پوشیده بود و ی آرایش غلیظ(لینو دو تا منشی داره یکی برای مرت کردن اتاق و قهوه و اینا براش بیاره یکی هم که برای کارو و اینا ) منشی لینو رو دید و داشت میومد نزدیکش که لینو جاخالی داد و گفت
لینو : امشب قراره ی فرشته رو مال خودم کنم ، پس بهتره بهم دس نزنی....من بجز کسی که دوسش دارم به کس دیگه ای دست نمیزنم اینو بدون از فردا پس فردا هم اخراج
منشی : هی، اون ع/وضی جن//ده لابد قراره زی/ر خوابت باشه ؟
لینو : اولا درست صحبت کن دومن به تو هیچ ربطی نداره ، سومن وسایل هاتو جم کن تا ¹⁰ دقیقه ی دیگه میان دنبالت تا از شرکت ببرنت بیرون چون میدونم خودت نمیری
بعدشم من باید برم بای 😒🗿
ویو راوی^^
لینو سریع رفت سمت آسانسور و دستشو به دکمه ی طبقه ی هم کف فشار داد و بعد 2 مین به طبقه ی هم کف رسید و همه بهش تعظیم کردن و بلند گفت که بعد ساعت 8 شرکت خالی باشه....فهمیدین ؟
همه : بله، چشم
- ۹۹۲
- ۰۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط