{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش می‌توانستند

ای کاش می‌توانستند


از آفتاب یاد بگیرند

که بی‌دریغ باشند

در دردها و شادی‌هاشان

حتی

با نانِ خشکِشان

و کاردهایشان را

جز از برایِ قسمت کردن

بیرون نیاورند.

شاملو
دیدگاه ها (۲)

انگار مامانم رفته بازار و منو نبرده...انگار دندونمو کشیدن و ...

سناریو هاشیراها در سیزده بدر.بازم به صورت رندوم ا.ت وارد اتا...

پارت ۷۲

هیییییچ حرکت ایدئولوژیک مذهبی تو دل تاریخ نتونسته حکومت چیه ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁷...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما برای چند ثانیه فقط نگاهش کرد.ا...

پارت ۲ویو ات:ماشین متوقف شد. فضای بیرون یه عمارتِ سنگی و بزر...

چان،لینو و آی ان بودن لیسنینگ پارتی🤍🧡:🐺:به زبون های مختلف سل...

بسم الله الرحمن الرحیم قسمت اول : زبان و کلام، بسیار ارزشمن...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط