{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو عادت کرده بودم، مثل گلبرگی به شبنم

به تو عادت کرده بودم، مثل گلبرگی به شبنم

مثل عاشقی به غربت، مثل مجروحی به مرهم

من که در گریزم از مرگ، به تو عادت کرده بودم

از سکوت و گریه شب، به تو هجرت کرده بودم
دیدگاه ها (۷)

ولی من باهات درد و دل کرده بودم…قرار نبود وسط دعوا ازشون است...

علیک سلامممممممن دیگه اومدم یاح یاحاما قبل اینکه فعالیت کنم....

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

ایها_العزیز روزهای‌چشم‌براهی السلام علیک یا صاحب الزمانيک عم...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۳یونابعد از شام سکوت عجیبی بینمون ...

و فهمیدم سخت‌ترین روزهای زندگی،روزهایی نیستند که در آن‌ها گر...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

گفتم:یا صاحب الزمان بیا...گفت: مگر منتظریگفتم:بله آقا منتظرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط