{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شروع داستان

شروع داستان
"عشق دو طرفه 1🖤"

داستان از اونجایی شروع میشه که بعد از کلی دنگ و فنگ به کره سفر میکنم و ..... که اونم خودش یه داستان دیگه ای هست !.
چند روزی می‌گذشت که تو سئول اقامت کرده بودم با رفیقم ....❤
رفیقم که اسمش سوفیا بود گفت :به نظرت الان که چند روزی هست که اینجاییم و کاریم نداریم بکنیم چطوره بریم بگردیم خسته شدیم از بس تو هتل موندیم .)
اسم منم جولی بود !،
گفتم او باشه چطوری بریم بگردیم یکم ...ولی یه سوال ما که جایی را بلد نیستیم سوفی .
سوفیا: چطوره از مهماندار هتل بپرسیم شاید اون جای خوبی را بلد باشه ؟!
جولی : اوک باش بریم بپرسیم ! پس به زبون خودشون بپرس شاید زبان انگلیسی بلد نباشن؟
سوفیا:ببخشید خانم ؟
مهماندار: جانم بفرمایید ؟!
جولی :ما جایی میخاستیم برای گردش بریم شما جایی را بلد هستین که باحال باشه ؟ !
مهماندار : بله میتونم بگم شمارا ببرن یه جای لوکس با تمام ترین خدمات !
جولی و سوفیا :اوک چه خوب حالا کجا هست؟
مهماندار :یه جایی که هم استخر و .... داره .
جولی :چه خوب
........
دیدگاه ها (۳)

"عشقدو طرفه ۲🖤"من و سوفی رفتیم که لباس های مورد نیازمون را ب...

"عشق دو طرفه۳🖤"جولی :قرص های خودمو خوردم چی میگی ....!سوفیا ...

بیوگرافی رمان جدید

سناریو ساسونارو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط