{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"عشق دو طرفه۳🖤"

"عشق دو طرفه۳🖤"
جولی :قرص های خودمو خوردم چی میگی ....!
سوفیا :ن ..... قرص های اشتباهی آوردی تو دختر ...هواست کجاست ؟
جولی :آ......
بلند شدم یکم راه برم!
سوفیا:کجا میخای بری ....تو حالت خوب نیس...!
جولی :باید برم هوا بخورم ...کمک کن بلند شم.
سوفی کمک کرد بلند شدم و دمپایی پوشیدم ...
جولی :خودم میخام تنهایی برم نیا ...
سوفیا :من تورا تنها نمیزارم ...
جولی :گفتم نیااااا... به حرفم گوش کن اگه دوسم داری .....
سوفیا :پس مراقب باش ......
رفتم تو حیاط اومدم پامو بزارم بیرون دوباره سرم گیج رفت و افتادم ....اما ن رو زمین ...
سوفیا :جولیییییی... جولی ....جولی
چشمامو باز کردم دیدم (🥺) ....
گفتم نکنه واقعا خواب باشه ....بازم با دقت دیدیم ن خیر خواب نیست ...
من تو بغل کسی بودم که تموم فکرم اون بود...🥺🖤
باورم نمیشد!
اون چا بود (لی دونگ مین)🥺.....
دیدگاه ها (۶)

"عشق دوطرفه ۴🖤"سوفیا:جولی !جولی حالت خوبه ؟...آ چی ؟ چا .......

"عشق دو طرفه ۵🖤"بعد از دوروز تو بیمارستان بودن روز ترخیص رسی...

"عشقدو طرفه ۲🖤"من و سوفی رفتیم که لباس های مورد نیازمون را ب...

شروع داستان"عشق دو طرفه 1🖤"داستان از اونجایی شروع میشه که بع...

عشق اجباری

پارت ۱☆:وای فردا چند شنبسسس..بدبخت شدم فردا دوشنبه مراسم دار...

ࡅߺ߳ߊࡅِِߺܭߊ‌ܝ#TaLaBkaR#ᴘᴀʀᴛ‌:𝟠 شروع کردم به خوردن که دیدم دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط