{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خجاب چهرۀ جان .... !

خجاب چهرۀ جان .... !

معشوق چون خواهد که عاشق را در آغوش کشد، نخست هر لباسی (از تعَیُّن) که از هر عالَمی با او همراه شده باشد، از او برکشد و بَدَل (بجای) آن خلعت صفات خویش پوشاند؛ پس (او را) به همۀ نام های خودش بخواند و به جای خودش بنشاند؛ و چون بهر تکمیل ناقصان به عالمش بازگرداند و در موقف مواقفش موقوف گرداند، آن رنگ های عالم که از او برکشیده بود به رنگ خودش در وی پوشاند................




به نقل از:
رساله ضواللمعات عراقی، لُمعه بیست و هشتم ، منقول در چهارده رساله فارسی در عرفان، علی ابن محمد تُرکه اصفهانی. صص. 73-72
دیدگاه ها (۲)

که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون ! چه دانستم که ای...

گر تو نگیریم دست کار من از دست شد ! لعل تو داغی نهاد بر دل...

خشک شد بیخ طَرب، راه «خرابات» کجاست ؟! «خرابات» اشارت به «وح...

[شعر زبانحال خودم است]خدایا !! روا نبود که این جوری از دلِِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط