شیلان
*شیلان*
شیلان:
هیرسای چندش دارم برات منتطر موندم تا خانم میز رو چید وغذا کشید چقدرم خودشو واسه هیرسا لوس می کرد
مشغول خوردن غذاش شدم انصافا دستپختش خوب بود ولی بپای من نمی رسید بلند شدم برم دسشویی دستامو بشورم صدای بلند نگین اومد
نگین : هیرسا
هیرسا : کوفت ترسیدم
نگین بلند شد وعصبی رفت متعجب وایساده بودم نگاه می کردم
هیرسا : تو چته مثله این جنی شدی
- هیچی ...چش بود نکنه گازش گرفتی هاپو
هیرسا :فعلا اسم تو روی سگمه خوشگله
لبخند پت پهنی زدم وگفتم : نه به خوشگلی تو مو طلایی
چیزی نگفت خندیدم ورفتم دسشویی دستامو شستم برگشتم تو آشپزخونه ومیز رو جم کردم هیرسا هم کمک کرد ومن ظرف ها رو شستم
هیرسا: میرم بخوابم سربه سر شیلان نزاری
- وایسا
برگشت قابلمه که پر آب شد روش خالی کردم وگفتم : واقعا بیشعوری اسم منو گذاشتی رو سگت
یهو داد زد وحمله کرد طرفم جیغ زدم وفرار کردم سگش حمله کرد طرفم برگشتم طرف هیرسا به چیز ....خوردن افتادم با التماس گفتم : هیرسا جلو این سگتو بگیر
باز اویزون شدم بهش خیس شدم تو بغلش با خشم ونفس نفس گفت : دختر مگه مریضی ببین چیکارم کردی
- چرا اسم منو گذاشتی رو سگت ؟؟؟!!!!!!
هیرسا : چون تو هم پاچه می گیری
- خودت پاچه می گیری
هیرسا : برو اونور انقدر بهم نچسب
- اول تکلیف این سگو مشخص کن
هیرسا : بهش عادت می کنی
نا خواسته موهاش زدم کنار خودشو کشید عقب وگفت : گفتم بهم نچسب
- به اون نگینه خوب چسبیدی
هیرسا : اون دوستمه
- از نگاه عاشقانه اش فهمیدم
هیرسا : باشه اصلا به تو چه
ازش جدا شدم خیس شده بودم
هیرسا : از این به بعد تو این خونه اینجوری لباس نپوش
- چرا مشکلش چیه
هیرسا : یکیش اینه الان خیس شدی لباس زیرت معلومه
متحیر نگاش کردم بی شرم حیا رفت طرف اتاقش دمپایمو دراوردم پرت کردم طرف سگش خورد تو سرش زوزه کشید هیرسا برگشت وگفت : ول کن حیون زبون بسته رو دختر مگه تو مریضی ؟
- خودت مریضی
رفت رفتنشو نگاه کردم سگه دیگه نیومد سراغم رفتم آشپزخونه وظرف ها رو شستم هنوز وسایلم دم در
شیلان:
هیرسای چندش دارم برات منتطر موندم تا خانم میز رو چید وغذا کشید چقدرم خودشو واسه هیرسا لوس می کرد
مشغول خوردن غذاش شدم انصافا دستپختش خوب بود ولی بپای من نمی رسید بلند شدم برم دسشویی دستامو بشورم صدای بلند نگین اومد
نگین : هیرسا
هیرسا : کوفت ترسیدم
نگین بلند شد وعصبی رفت متعجب وایساده بودم نگاه می کردم
هیرسا : تو چته مثله این جنی شدی
- هیچی ...چش بود نکنه گازش گرفتی هاپو
هیرسا :فعلا اسم تو روی سگمه خوشگله
لبخند پت پهنی زدم وگفتم : نه به خوشگلی تو مو طلایی
چیزی نگفت خندیدم ورفتم دسشویی دستامو شستم برگشتم تو آشپزخونه ومیز رو جم کردم هیرسا هم کمک کرد ومن ظرف ها رو شستم
هیرسا: میرم بخوابم سربه سر شیلان نزاری
- وایسا
برگشت قابلمه که پر آب شد روش خالی کردم وگفتم : واقعا بیشعوری اسم منو گذاشتی رو سگت
یهو داد زد وحمله کرد طرفم جیغ زدم وفرار کردم سگش حمله کرد طرفم برگشتم طرف هیرسا به چیز ....خوردن افتادم با التماس گفتم : هیرسا جلو این سگتو بگیر
باز اویزون شدم بهش خیس شدم تو بغلش با خشم ونفس نفس گفت : دختر مگه مریضی ببین چیکارم کردی
- چرا اسم منو گذاشتی رو سگت ؟؟؟!!!!!!
هیرسا : چون تو هم پاچه می گیری
- خودت پاچه می گیری
هیرسا : برو اونور انقدر بهم نچسب
- اول تکلیف این سگو مشخص کن
هیرسا : بهش عادت می کنی
نا خواسته موهاش زدم کنار خودشو کشید عقب وگفت : گفتم بهم نچسب
- به اون نگینه خوب چسبیدی
هیرسا : اون دوستمه
- از نگاه عاشقانه اش فهمیدم
هیرسا : باشه اصلا به تو چه
ازش جدا شدم خیس شده بودم
هیرسا : از این به بعد تو این خونه اینجوری لباس نپوش
- چرا مشکلش چیه
هیرسا : یکیش اینه الان خیس شدی لباس زیرت معلومه
متحیر نگاش کردم بی شرم حیا رفت طرف اتاقش دمپایمو دراوردم پرت کردم طرف سگش خورد تو سرش زوزه کشید هیرسا برگشت وگفت : ول کن حیون زبون بسته رو دختر مگه تو مریضی ؟
- خودت مریضی
رفت رفتنشو نگاه کردم سگه دیگه نیومد سراغم رفتم آشپزخونه وظرف ها رو شستم هنوز وسایلم دم در
- ۱۱.۲k
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط