{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک میز و دو نیمکت

یک میز و دو نیمکت
به میزبانی تنها یک فنجان

تو قهوه بنوش و من محو تو
قهوه‌ای چشمانت را سرمی‌کشم

ارس آرامی
دیدگاه ها (۰)

رفته بودم سر کوچه دو عدد نان بخرمو کمی جنس بفرموده مامان بخر...

خواب شیرین به یغما برده آن نامهربانلاکن دگر خواب، نتواند، نت...

بیت ‌بیت شعرم برای تعظیم آمده ‌استصبح بر تو ای رهبر دل‌های م...

صبح بی‌سوی چشمان تو،نگاهم از هر سلامی خالی‌ستارس آرامی

مرا دعوت کن پشت پنجره بارانی همانجا کهبخار غم نشسته ستتا یاد...

آفتاب بر دیوارهٔ شرقی آپارتمان ها ، در مجاور دریا می‌تابد  ب...

Help me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط