بابام اینا رفته بودن مهمونی منم با دوست دخترم رفتیم خونه
بابام اینا رفته بودن مهمونی منم با دوست دخترم رفتیم خونهمون قلیون بکشیم که یهو بابا مامانم کلید انداختن اومدن تو!
مامانم تا ما رو دید یه جیغ بنفش کشید بابام با عصبانیت به من نگاه کرد و رفت تو اتاقش!
بعد دو دقیقه منو صدا کرد و با عصبانیت گفت پسر چند وقته که قلیون میکشی؟ نبینم سراغ دود و دم بریها!؟
من :|
دوست دخترم :|
مأمورین محترم گشت ارشاد :| :|
ستاد مباره با قاچاق مواد مخدر :)))
مامانم تا ما رو دید یه جیغ بنفش کشید بابام با عصبانیت به من نگاه کرد و رفت تو اتاقش!
بعد دو دقیقه منو صدا کرد و با عصبانیت گفت پسر چند وقته که قلیون میکشی؟ نبینم سراغ دود و دم بریها!؟
من :|
دوست دخترم :|
مأمورین محترم گشت ارشاد :| :|
ستاد مباره با قاچاق مواد مخدر :)))
- ۱.۳k
- ۲۴ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط