{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*

*


گذشتم از تو
و تنها از من
خاطره ای خواهد ماند
در نا خودآگاهِ سال های بی مهری ات

چمدان در دست
دور میشوم از تو
دور
دور
دور...
به اینجای شعر که رسیدید
آهسته قدم بردارید
شاعر ساعت ها
پشت این واژه گریسته است .
دیدگاه ها (۱)

صدای دویدن هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.ات ناخودآگاه یک قدم به یون...

😏🖤 اینجا دیگه راز «وارث» جدی‌تر میشه و یه سورپرایز هم برای ا...

قسمت ۲۷ — «مردی که نباید برگشته باشد» 🖤چراغ‌ها یک‌دفعه روشن ...

رمان جونگکوکp¹ساعت هشت صبح بود.ات مثل همیشه با عجله وارد ساخ...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲6صبح روز بعد، ساعت ۸:۱۵.تهیونگ ا...

دوپارتی✨«کاش فقط یک بار دیگر صدایت می‌کردم»خانه در سکوت عجیب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط