{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌گوید: «زیر همین چادر فتنه‌ها می‌کنید!»

می‌گوید: «زیر همین چادر فتنه‌ها می‌کنید!»

می‌گوید: «گرمتان نمی‌شود؟!»

می‌گوید و می‌گوید و نیش می‌زند

و انگار نمی‌داند آتش طعنه‌هایش بیش‌تر از هر گرمایی، جان را، روح را و دل را آتش می‌زند.

نمی داند همه‌ی این «نیش» ها «نوش» می‌شوند مادام که «یاس یعنی مهربانی بر همـه».

نمی داند که می‌ارزد برای لبخند «او» از دنیــا گذشت.

اللهم ارزقنا نگـاه فاطمه (س)
دیدگاه ها (۲)

دیروز مردان سرزمین من اسلحه به دوش گرفتند برای مبارزهامروز د...

خدایا بیا پشت آن پنجره که وا میشود رو به سوی دلم !بیا پرده ه...

امام جعفرصادق(علیه‌السلام):وقتی آبرو ریخت و بی‌ارزش شد دیگر ...

مردک پست که عمری نمک حیدر خورد نعره زد به سر مادر به غرورم ب...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

موقعیت:شوگا و جیمین در فضای دنجِ اتاق در حال استراحت هستند ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط