{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. بچه که بودم از بابام ویه سری کاراش بدم می اومد ..اما شر

. بچه که بودم از بابام ویه سری کاراش بدم می اومد ..اما شرم وحیا که اون موقع زیاد بود الان کم شده اجازه گفتن بهم نمیداد ..یه روز واسش نامه نوشتم ..چن روز گذشت ..نکنه ناراحت بشه ..یه روز تو کیف مدرسه ام جواب نامه پدرم رو دیدم ...نامه ها موندن یادگاری ..

الان به بچه هام گاهی نامه میدم وحتی به همسرم ....خیلی جذاب وخاطره انگیزه ...

شماهم نامه بنویسید ..خاطره اش میمونه ....
دیدگاه ها (۱۰)

ترکا بخونن بخندنیکی بهم گفت ترکی یادم بده گفتم باشه دوز ی...

فقط کافیست هنگام گرفتاری ...بگویید : الهی رضا برضائک ...

طاووس سه الی ۵ متر میتونه پرواز کنه ...

منزل یه سرمایه دار تو شمال کشور ...اطراف خونش رو به جای سنگ ...

عامممم...خب هدفم از گزاشتن پست این بود که راجب احساساتم حرف ...

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

عشق مافیا :)) پارت سه:ات لباس های بعد حمومش رو آماده کرد و ر...

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

پارت هفتمشینیچیرو سر سفره شما نشسته بود و سرشو آورد بالا و ب...

فیک ( می‌خوام برای تو بمیرم ) پارت ۳۸ویو جونگ کوک میخواستم م...

دلم خواست داستان زندگیم رو براتون تعریف کنم ✨🙂بنده 14 ساله ا...

دوستان عزیز اول از همه این عید مبارک رو به همه شماها عزیزان ...

دوستان عزیز اول از همه این عید مبارک رو به همه شماها عزیزان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط