{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دستهايت خيره ماندم و ياد گرفتم به لطافت عاطفه بايد حرم

به دستهايت خيره ماندم و ياد گرفتم به لطافت عاطفه بايد حرمت نهاد....

من چشمهايت را ديدم....

وياد گرفتم نجابت صدق را پاس بايد داشت من قلبت را نگاه كردم....

و ستايش عشق را چشيدم...

تو كه آمدي من اشك را در خاطره ها گم كردم و بغض را در گلو....

تو كه آمدي من پاكي را خوب فهميدم و نگذاشتم حوض دلم غبار بگيرد....

آري خوبترين! من از نگاه تو آبي شدم و با لبخند تو واژه را مشتاق....

من با صداي تو يخبندان....

را از خاطره محو كردم و حتي ياد گرفتم گرم يعني چه....
دیدگاه ها (۱۵)

نگاه هايم.... حرفهايم.... و سکوتم... نه.... هيچ يک اثري نداش...

بیا ای بی وفای من.... و امشب را فقط امشب, برای خاطر آن لحظ...

چقدر بي تو تنها هستم... هر چه از تو دورم به ناله هاي شبانه ن...

ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط