{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدواج اجباری

ازدواج اجباری

part : 12


ویو نیلی (نویسنده)


کوک هی به ملودی نزدیک میشد و ملودی هم هی عقب می‌رفت آنقدر کوک به ملودی نزدیک شده بود که نفس هاشون باهم ترکیب میشد .

ملودی : تورو خدا ولم کن (استرس)

کوک : نشد دیگه منو تحریک میکنی بعد میگی ولم کن نچ نچ نچ نچ (پوزخند شیطانی )

همون طور که ملودی تقلا می‌کرد که کوک ولش کنه کوک از فرصت استفاده کرد و ملودی رو پرت کرد رو تخت و روش خیمه زد و .....

خواهرای عزیزم لطفا برید کامنت .📿

دخترا کامنت نزارید لطفا 😁

شرط ها برای پارت بعدی :

لایک ۲۸ 🎀
بازنشر ۶ 🎀

بوس بهتون دوستون دارم دخترای نیلی 🤭👈👉🌷
دیدگاه ها (۷۲)

#ارباب‌سنگدل #پارت_33 روز ها در پی هم می‌گذشتند و بلاخره ...

ازدواج اجباری part: ۱۱ ویو "نویسندتون" کوک و ملودی رفتن داخل...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : three _ منو کار داشتین آقای لی ؟...

پارت ۱۲

«the price of love»»part:2» کل خونه بوی خون میداد، املیا با ...

____[The Forbidden Crossing]____

پارت دوم عروسک کوچولو بعد چند دقیقه رسیدن به عمارت شخصی کوکو...

تکپارتی جونگ کوک

معاملهp27پارت اسماتتهیونگ کوک رو براید استایل بلند کرد توی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط