حال مرا نپرس که بهتر نمی شود
حال مرا نپرس که بهتر نمی شود
این قامت شکسته صنوبر نمی شود
می کوبدم زمین سرشب بغض های غم
اما دوچشم قرمز من – تر نمی شود
کابوس های من همه از جنس شیشه است
این شب که با تلنگر غم – سر نمی شود
تقصیر من نبود که پرهای من شکست
آخر این پرنده که کبوتر نمی شود ........!
راحت نمی شود دل از این دشنه های زجر
این خنجر شکسته که خنجر نمی شود ........
حالم خراب گشته ولی بی خیال من
از بد گذشته است و بد تر نمی شود
آتش گرفته ساقه ی از هم گسسته ام
خاکستر و گدازه که پر پر نمی شود
بی تو تمام وسعت قلبم رکود کرد
گویا که عشق بی تو میسر نمی شود
این خاک شوره زار دلم را مرور کن
گویا کوچه دلم بی تو معطر نمی شود
این قامت شکسته صنوبر نمی شود
می کوبدم زمین سرشب بغض های غم
اما دوچشم قرمز من – تر نمی شود
کابوس های من همه از جنس شیشه است
این شب که با تلنگر غم – سر نمی شود
تقصیر من نبود که پرهای من شکست
آخر این پرنده که کبوتر نمی شود ........!
راحت نمی شود دل از این دشنه های زجر
این خنجر شکسته که خنجر نمی شود ........
حالم خراب گشته ولی بی خیال من
از بد گذشته است و بد تر نمی شود
آتش گرفته ساقه ی از هم گسسته ام
خاکستر و گدازه که پر پر نمی شود
بی تو تمام وسعت قلبم رکود کرد
گویا که عشق بی تو میسر نمی شود
این خاک شوره زار دلم را مرور کن
گویا کوچه دلم بی تو معطر نمی شود
- ۱.۵k
- ۰۲ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط