{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حال مرا نپرس که بهتر نمی شود

حال مرا نپرس که بهتر نمی شود
این قامت شکسته صنوبر نمی شود

می کوبدم زمین سرشب بغض های غم
اما دوچشم قرمز من – تر نمی شود

کابوس های من همه از جنس شیشه است
این شب که با تلنگر غم – سر نمی شود

تقصیر من نبود که پرهای من شکست
آخر این پرنده که کبوتر نمی شود ........!

راحت نمی شود دل از این دشنه های زجر
این خنجر شکسته که خنجر نمی شود ........

حالم خراب گشته ولی بی خیال من
از بد گذشته است و بد تر نمی شود

آتش گرفته ساقه ی از هم گسسته ام
خاکستر و گدازه که پر پر نمی شود

بی تو تمام وسعت قلبم رکود کرد
گویا که عشق بی تو میسر نمی شود

این خاک شوره زار دلم را مرور کن
گویا کوچه دلم بی تو معطر نمی شود
دیدگاه ها (۱)

من و تو دو غریبه ایم برای هم،،نه تو منو میشناسی و نه من تو ر...

باران کمی آهسته تر ، اینجا کسی در خانه نیستمن هستم و تنهایی ...

من شــــــــــــــــــــرمندمْواسه وقتایی که میتونستم برم ول...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

امروز یه روز عادی نیست.

پارت ۸۱

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

پارت دوازدهم نامجون که دید دیگه تیر از چله رها شده و همه‌چی ...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط