{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شاخه ای هَرَس شده بودم که عاقبت

من شاخه ای هَرَس شده بودم که عاقبت
با بوسه ای جوانه زدم دورِ گردنت

ای آنکه آبرویِ دلم را خریده ای
یک روز آبرویِ مرا می بَرَد تنت!

دستِ مرا رها کن وُ بعدش نگاه کن
با من چه می کُند غمِ از دست دادنت...
دیدگاه ها (۱)

گویا خدا از من فقط یک در به در میخواستای کاش قبل از خلقتم از...

تو دلت سنگ وُ دلم چشم به در دوخته استنزن آتش به درختی که خود...

📜 غزلی قدیمی و منتشر نشده 📜 شهر وقتی با تو باشم از خبر پر م...

🌱 🌸 🌱 🌸 🌸 🌱 🌸 🌱 🌸 🌸 چه کنم با دل سرد تو بجز خو کردن؟برف دی ر...

خیال یار...

فراموش شده پارت۱ویو آناری: دست هایم را دور گلوی برادرم حلقه ...

دیشب دستش را بوسیدم چقدر عطر خوبی میداد چه مرد شایسته ای بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط