{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

#پارت_6

#کتاب_دردسر_ساز


- احمق کیلیدا تو کیف بود

+ وای حالا چیکار کنیم تو این هوای سرد بیرون بمونیم؟

یه دفعه ارسلان خندش رفت هوا

- به چی میخندی الاغ

با این حرف من مرلین زد زیر خنده این دوتا شاسکولو تو همچین وضعی هم میخندن!

ارسلان: مرلین تو خونه نداری؟

+ دارم خوبشم دارم!

فهمیدم فکر ارسلان چیه و پس گفتم:(

- راست میگه مرلین بریم خونه شما!

+ راست میگیا ، بریم بالا
دیدگاه ها (۰)

#کتاب_دردسر_ساز#پارت_7رفتیم خونه مرلین وشب اونجا بودیم صبح ب...

#کتاب_دردسر_ساز#پارت_8پلیسا اومدن.سوال جواب میکردن،هیچکدوم ا...

#پارت_5#کتاب_دردسر_سازنوشته بود:( اگر همه جا تاریک شد و اشیا...

#پارت_4#کتاب_دردسر_سازویومرلین: با اینکه اخرای زمستون بود با...

رمان بغلی من پارت ۱۲۱و۱۲۲و۱۲۳ارسلان: محکم گوشه ای از ل*شو بو...

واکسن؟∆اقا اینارو آوردیم-باشه بزارید تو ماشین برید(بادیگاردا...

پارت ۵ کامنت بزارید پارت بعد رو میزارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط