{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:33
بعد قطع شدن تماس جونگکوک زوی تخت نشست... باید چه غلطی میکرد.. هنوز به اون مرد اعتمادی نداشت ولی کیم قوی بود... میتونست به پسر کمک کنه.. هرجور شده جونگکوک باید قاتل مادرش را پیدا می کرد..
از روی تخت بلند شد و سمت کمد لباس هایش رفت، آن را باز کرد و یک کت شلوار ساده اما شیک و اتو کشیده از آن بیرون آورد.
حوله را از دور کمرش باز کرد و شروع به پوشیدن لباس هایش شد.



(شرکت کیم... دفتر مین9:12am)
جیمین رو به روی مرد شسته بود.. اما تکان خوردن پایش را نمیتوانست متوقف کند و دائما به وضعیت آشفته جونگکوک فکر میکرد.
^جونگکوک حالش خوب نیست..
مرد سرش را از لپتابش بیزون آورد و به پسر خیره شد.
•بخاطر گذشته؟ یا تهیونگ؟
^نمیدونم... ولی دائما داره خواب گذشته رو میبینه.. اون آتش سوزی.. اون قتل ها...
•هر دوی ما میدونیم که این بازی رو اول جیهون شروع کرد..
پسر سکوت کرد.
•اگر جیهون پدر تهیونگ رو بخاطر سهام بیشتر شرکت از روی ساختمون ۵ طبقه پایین نمی نداخت... شاید الان هم خودش و هم خالت زنده بودن..
^بس کن...
•زمانی که تو و جونگکوک سمت اتاقی که خالت گفت رفتین من اونجا بودم... شاهد مردنش بودم... جیمین..
یونگی لپتاب را بست و به جلو خم شد.
•اگر نمیخوای اون بچه رو از دست بدی هیچی نگو.. اگر بفهمه تو میدونی و هیچی بهش نگفتی ترکت میکنه.
قلب پسر لرزید.. استرس تمام وجودش را گرفت.
^نمیگم... نمیخوام کوک رو از دست بدم..
•پس به من و کیم گوش بده... من اجازه نمیدم جونگکوک چیزی بفهمه.. نمیزارم دوباره دلیل اشک ریختنت بشه، هانی...


بعد آمدن لوکیشن به گوشی پسر، جونگکوک به بیرون حرکت کرد.
کلید یکی از ماشین ها را از کشوی اتاق یونگی برداشت و سمت پارکینگ رفت و سوار شد.
با روشن کردن ماشین در عمارت رو به جئون باز شد و پسر به بیرون حرکت کرد.
-چی تو سرته، کیم تهیونگ
_____________________________________________
شرایط پارت بعد:
لایک: ۴۸
کامنت: ۵۳ (استیکر قبول نیست، نظر واقعی تونو بگین و اینکه خواهشا نظر بدید)
بازنشر: ۱۵
دیدگاه ها (۳۸)

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:33بعد چند مین به لوکیشنی که برایش ارسال شده بود ...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:34(فلش بک به همون موقعیت یونگی و جیمین داخل شرکت...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:32(عمارت مین، 8:55am) از حموم بیرون آمد... به خو...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:31خنده ای از پشت تلفن شنیده شد... ولی نه از روی ...

#بے_صبرانـہ_منتظرتم پارت : 6جونگکوک برای اولین بار عاشق شده ...

#بے_صبرانـہ_منتظرتم پارت: 2تهیونگ از باغ رفت بیرون کاملا قرم...

#زیر_نور_ماه پارت12وقتی رسیدن هردوشون روی تخت ولو شدن ...از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط