{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۳

پارت ۱۳


° تو باید پیش من بشینی ؟؟؟


- جای دیگه ای میبینی

° ایشششششش

الینا رفت نشست و درس شروع شد ...

زنگ که خورد

تهیونگ گفت :

∆ حسنا میای بریم تو حیاط می‌خوام ی چیزی بهت بگم

( حسنا تو مغزش )

× نه سرد رفتار کن تو با پسرا ؟ اصلا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

× نه کار دارم ( سرد )

∆ باشههه🫪😯

؛ حسنا بیا ( داد )

× چته

فک حسنا رو گرفت و گفت :

؛ تو به الینا چیزی گفتی ؟؟؟


× هان ؟

× هان و کوفت

دستش رفت بالا که تو هوا موند

∆ هوی چون فکر کردی برادرشی میتونی کتکش بزنی هوممم ؟

؛ دارم براتون

- ( نیشخند )

× ممنون ( سرد )

∆ حسنا چرا ..
× کار دارم

× بگو چند دقیقه وقت دارم

∆ چرا باهام سرد شدی

× من ؟ سرد ؟ نه بابا

° تو .......

ادامه دارد .....🙂‍↔️😉😄
دیدگاه ها (۴)

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁵بعد نگاه کوتاهی به من انداخت و گفت:رز...

پارت یازدهم| ویلاپارک لاراداشتیم صحبت میکردیم که رُزا صدامون...

شاگرد لوس من

پارت سوم: قفسِ آهنیکلاس هنوز آروم بود که یهو صدایِ باز شدنِ ...

پشت نگاه سردت — پارت دهم ویو تهاز خواب بیدار شدم، دوش گرفتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط